تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 656

مساهمون:

ص٦٥٦

مستقبل محقق الوقوع

مستقبل محقق الوقوع را تا آنجا كه ديدم دو نوبت به صورت ماضى ادا كرده . يكى در شرح حال هرمز آورده است : « . . . نه سال در ملك بماند پس بمرد و بوقت مرگ مردمان را وصيت كرد كه اگر مرا پسرى شود او را شاپور نام كردم و ملك بوى دادم زيرا كه او را هنوز هيچ پسر نبود آن زنى كه بود او بچه در شكم داشت بدين جهت گفت كه اگر از وى پسرى آيد ملك باشد . » ص 99 ديگر گفته است : « گفت من خواسته‌ها و غنيمتهاى ايشان بر شما حرام كردم مگر آنچه من شما را دهم چون در جنگ ظفر يابيد خون ريزيد و كس را زنده مگذاريد و دست فراز خواسته مكنيد . » 102 تعديهء افعال - گاهى برخى افعال لازم را متعدى كرده . مانند « گذشتن » كه « گذاشتن » شده . گذر كردن - عبور كردن و « گذاره كردن » عبور دادن و گذرانيدن . 12 فردوسى راست
اگر نيزه بر كوه روئين زنم * گذاره كنم زانكه روئين تنم
« گفت گناه مكنيد كه اگر خداى عز و جل گناه از كسى درگذاشتى از آدم درگذاشتى . » 15 ديگر : « افريدون از همهء خواستهء او بگذاشت و دست بدان نكرد در هيچ چيز . » 29 . گاهى برخى افعال متعدى را دوباره متعدى كرده مانند شنوانيدن 182 - و نيز بعضى افعال را كه هم لازم به كار رفته و هم متعدى بهر دو صورت به كار برده نظير : بسوزم 22 - بسوزانم يا خود بسوزم . بسوزد 207 - بسوزاند يا « بياموزاند » كه آموزيدن و آموختن را لازم گرفته سپس آن را متعدى كرده است . فعل « بمان » را چند بار بمعنى « بگذار » به كار برده و اين طرز استعمال نيز در دورهء سامانيان و هم قرنها بعد از آن جارى بوده است . ناصر بخارائى سخنور قرن هشتم و معاصر حافظ سروده است : 13
ملامتگو همىگويد بمان اين كيش و تركش كن * نصيحت كم كن اى عاقل كه من قربان اين كيشم