در چند جملهء اخير كه بالغ بر 50 كلمه مىشود فقط 6 كلمهء عربى به كار رفته است .
4 - استعمال قيد ظرف - در اين كتاب نيز مانند ديگر آثار اين دوره به جاى « در » ، كلمهء « اندر » كه در پهلوى هم متداول بوده است به كار مىرود . گاه نيز كلمهء « اندرون » به كار مىرفته است .
فردوسى گويد :
به بزم اندرون آفتاب وفاست * به رزم اندرون تيز چنگ اژدهاست
مثال : « آن كسها كه بگرويدندمى كارزار كنند اندر راه خداى . . . » ص 307 « و تا او ( عبد اللّه ابّى ) زنده بود رسول - صلوات اللّه [ عليه ] - به مدينه اندر از دست او در رنج و عذاب بود . » ص 335
« پس منجّمان و ستارهشناسان پيش نمرود آمدند و او را گفتند كه بدين سال اندر به مملكت تو فرزندى در وجود آيد كه او بتان را بشكند و ولايت را بگيرد » ص 469
5 - آوردن افعال با پيشاوندهاى قديم مانند : فرا ، فراز ، باز ، فرو ، بر ، همى و غيره :
« و آن ريگ روان يك فرسنگ است كه همىرود سال تا سال » ص 74
« و اين بنى اسرائيل هم آنجا فروآمدند . . . » ص 89
« برخيز و اين درخت را بجنبان تا خرما فروريزد » ص 216
6 - به كار داشتن لغات فارسى كهنه از اسم و فعل كه مربوط به زمان ايشان بوده است ، از قبيل : فريشته ، شارستان ( شهرستان ) ، لوش ( لجن ) ، بالاييدن ( باليدن ) ، افسوس ( ريشخند و استهزاء ) ، اوگندن ( افكندن ) ، عيد گوسفند كشان ( عيد قربان ) ، الفغدن ( اندوختن ) و غيره .
7 - آوردن « ايدر » به جاى « اينجا » و « ايدون » به جاى « چنين » و « حرب » و « حرب كردن » به جاى « جنگ » و « جنگ كردن » . مثال :
« و ايدون گويند كه وقت طوفان كه بيت المعمور را به آسمان بردند . . . » ص 830
« پس خداى عزّ و جلّ موسى را بفرمود كه : بنى اسرائيل را بردار و برو با ايشان حرب كن » ص 89
8 - استعمال باء تأكيد بر سر فعل ماضى و مصدر و صيغههاى نفى :
« پس چون آدم را بيافريد و او را به بهشت فرستاد و گفت : اين بهشت ترا دادم ، و