تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 634

مساهمون:

ص٦٣٤
خوشبختى ، نثر فارسى در آن عهد با زبان سادهء روان و نزديك به زبان گفتگوى مردم شروع شد و اين روش همچنان در همهء ادوار ادبى ما حفظ شد . قرنهاى چهارم و پنجم هجرى دورهء حكومت قاطع زبان پارسى درى است و به همين سبب نثر آن عهد نمايشگر واقعى زبان و بيان مردم با سواد عصر به نظر مىرسد . ما ضمن برشمردن ويژگيهاى « ترجمهء تفسير طبرى » در جاى خود بتفصيل فوايد لغوى و ادبى اين اثر گرانقدر را نقل خواهيم كرد . يكى از ابواب بسيار مهمّ علوم شرعى كه ايرانيان بدان توجّه كرده‌اند تفسير قرآن و ترجمه يا تأليف كتابهائيست در اين باب به فارسى . از جملهء كهن‌ترين اين تفاسير ، ترجمهء تفسير طبرى است كه در عهد منصور بن نوح سامانى با نقل از متن عربى آن‌كه تأليف محمّد جرير طبرى ( متوفّى 310 هجرى ) است ، پديد آمد . اين كتاب يكى از غنىترين متون فارسى قديم از حيث لغات و تركيبات فارسى است . در مقدّمهء آن آمده است : « و اين كتاب تفسير بزرگست از روايت محمّد بن جرير الطّبرى ترجمه كرده به زبان فارسى و درى راه راست » . تفسير كبير طبرى موسوم است به : جامع البيان فى تفسير القرآن كه در زمان منصور بن نوح سامانى ( 350 - 366 هجرى ) به دست عده‌اى از علماى ماوراء النّهر و خراسان به پارسى درآمد . محمّد بن جرير الطّبرى در تفسير معروف خود بين رواية و دراية را جمع كرد و با اين حال از ميان اين دو ، بيشتر جانب رواية را گرفت . طبرى معتقد بود كه در تفسير قرآن رأى دخالتى ندارد مگر در مورد تفسير لغوى . اگر بخشهايى از ترجمهء تاريخ طبرى با ترجمهء تفسير طبرى در موضوعى واحد در نظر گرفته و مقابله شود با آنكه هر دو در يك زمان ترجمه شده‌اند ، تفاوتهايى ميان آن دو به نظر خواهد رسيد . علت اين امر آنست كه در ترجمهء تفسير ، مترجمان گاهى لغات فارسى غريب كه در ترجمهء كلمات قرآنى بدان نيازمند بوده‌اند آورده‌اند و از همين روى زنگ ترجمه در اين كتاب آشكارتر است تا در تاريخ . در مقدمهء كتاب ، سبب تأليف اين اثر بدينگونه بيان گرديده است : « منصور بن نوح . . . پس علماى ماوراء النّهر را گرد كرد و اين از ايشان فتوى كرد كه روا باشد كه ما اين كتاب را به زبان پارسى گردانيم ؟ گفتند : روا باشد خواندن و نبشتن تفسير قرآن به پارسى مر آن كس را كه او تازى نداند از قول خداى عزّ و جلّ كه گفت :
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ