يكى خانه بنا كنيد » ص 105
« و بر كنارهء مدينه يكى ديه بود و آن را قبا خواندندى » ص 371
« پس يكى اعرابىاى بيامد » ص 8
13 - كلمات مختوم به الف را با « ان » علامت جمع فارسى جمع بسته و ماقبل آن « ياء » نيفزوده است . مانند : داناآن ، بيناآن ، ترساآن به جاى : دانايان ، بينايان و ترسايان كه اين شيوه در آثار ديگر آن عصر نيز ديده مىشود :
« يا گويند كه ابراهيم و اسمعيل و اسحق و يعقوب و فرزندان بودند جهودان يا ترساآن ؟ » ص 104
« راه آن كسهايى كه منّت نهادى بر ايشان . . . و نه گمشدگان از راه - يعنى ترسا آن » ص 10
14 - جمع بستن اسمهاى معنى با علامت « ان » در مواردى از كتاب مانند : غمان به جاى غمها ، و سوگندان به جاى سوگندها و غيره . ( البته در اين كتاب هر دو صورت مشاهده مىشود )
« و بسنده است آفريدگار تو به گناههاى بندگانش آگاه و بينا » ص 894
« و مه كنيد خداى را بهانه سوگندن شما را كه نيكى كنيد و بپرهيزيد و نيك باشيد . . . » ص 139
« و گفت شكر خدايرا كه مرا از اين غمان برهانيد » ص 803
15 - آوردن « آن » و « اين » مانند حرف تعريف در غير مورد اشاره يا اسم موصول .
مانند : « و اين برادرزادگان هر دو ، شبى برفتند و اين برادر پدر را بكشتند » ص 82
« پس اين نقيبان دوازدهگانه باز پيش بنى اسرائيل آمدند » ص 91
16 - استعمال علامت « مر » جهت تأكيد در مفعول بىواسطه ، مانند :
« چنان خواست كه مرين را ترجمه كند به زبان پارسى » ص 5
« و هاروت و ماروت . . . مر آن زن را به خويشتن خواندند » ص 96
« پس جبريل بيامد و مرآدم را آن جايگاه برد كه بيت المعمور نهاده بودند » ص 131
17 - به كار بردن تركيبات و تعبيرات زيباى فارسى مانند : روز بزرگ ( قيامت ) ، افسوسكنان ( ريشخندكنان ) ، پيدا كردن ( بيان نمودن ) ، دروغزن ( دروغگو ) ، خط دادن
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 639
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٦٣٩