شهرت دارد مشاهده مىشود و مطلع آن اينست :
مرا بسود و فرو ريخت هرچه دندان بود * نبود دندان ، لابل چراغ تابان بود
مثال از ترجمهء تفسير :
« اندر بنى اسرائيل مردى بود و خواستهء دنياوى بسيار داشت ، و هيچ فرزند نداشت ، و دو برادرزاده داشت ، و ايشان هر دو درويش بودند » جلد اول ، ص 82 .
« و چنين گويند كه وقت طوفان نوح ، آب از آن كوهى كه در دنيا بلندتر بود چهل گز برگذشته بود و آب تا ناف عوج بود . و گروهى گويند كه تا سينهء او بود . و گروهى گويند كه تا زانو او بود . » ص 90 .
3 - كمى لغات عربى . بطورى كه تقريبا لفظ عربى از صدى پنج الى صدى ده تجاوز نمىكند و آن لغات هم يا لغات عربى رايج ميان مردم بود - و يا لغات علمى است كه به وسيلهء ترجمه داخل زبان شده بود - و يا لغات دينى است كه نظيرش در نزد ايرانيان وجود نداشته است و يا لغات و اصطلاحاتى تازه كه در فارسى نظير آن نبوده است . ضمنا اين نكته را بايد در نظر داشت كه در اين كتاب به علّت ترجمهء مستقيم لغات قرآنى ، درصد واژههاى عربى نسبت به ديگر آثار اين دوره تا حدودى بيشتر است .
نمونهها :
« و خداى راست مشرق و مغرب ، هر كجا كه روى آريد آنجاست ديدار خداى ، كه خداى فراخ كار است و دانا » .
ترجمهء آيهء 115 از سورهء البقره .
« آفريدگار آسمانها و زمين ، چون بگزارد كارى كه گويد آن را : بباش ، بباشد »
ترجمهء آيهء 117 البقره .
« چون فرعون به دريا غرقه شد بنى اسرائيل همه آن سوى دريا ماندند و فرعون با سپاه همه زير دريا بماندند در زير آب . و هيچ خلق از ايشان بر سر آب نيامد . پس بنى اسرائيل گفتند كه : يا موسى ما ازين سپاه فرعون مىترسيم كه ايشان زير آب اندرند ، و هيچ خلق از ايشان بر سر آب نيامد ، باشد كه ايشان هنوز هلاك نشده باشند ، بايد كه حاجت خواهى از خداى تا ايشان بر سر آب آرد تا ما ايشان را مرده ببينيم ، پس ايمن شويم » ص 383 .