تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 640

مساهمون:

ص٦٤٠
( استشهاد كردن ) ، نماز پيشين ( وقت ظهر ) ، نماز ديگر ( وقت عصر ) ، درست شدن ( محقّق شدن ) ، افسوس كردن ( مسخره كردن ) : « و همه خطها بدادند بر ترجمهء اين كتاب كه اين راه راست است » ص 6 « و مر ايشانراست روز بزرگ عذاب بزرگ بدين معاملت كه همىكنند با تو » ص 41 « و هيچ خلق را زهرهء آن نبودى كه بعد از نماز پيشين هيچ كار كردى » ص 344 « ايشان گفتند كه يا موسى تو ما را مى افسوس كنى ! موسى گفت كه : مبادا آن روز كه من از افسوس‌كنان باشم » ص 83 18 - استعمال صيغهء دعا به صورت « باديا » : « و مبادا ترا با هيچ آدمى نشستن و خاستن ، گم باديا از ميان خلق » ص 73 فردوسى « بادى » به كار برده است :
تو بدرود باش اى جهان پهلوان * كه بادى همه ساله پشت گوان
گاه صورت ديگرى از كلمهء « مبادا » يعنى « نبادا » را به كار مىبرد ، و به قول مرحوم دهخدا در معنى « خدا كند كه نبود » مىباشد ، مانند : « و ابو بكر سخت بترسيد كه نبادا كه كسى را خبر باشد . » ص 363 19 - خالى بودن نثر كتاب از مترادفات و سجع و صنايع لفظى ديگر ، مگر بر سبيل ندرت . 20 - در مقابل ، تأثير جمله‌بندى زبان عربى كاملا پيداست ، تا حدّى كه در پاره‌اى از موارد براى تبديل جملهء فارسى به عربى تغيير مكان اجزاء جمله لازم نمىشود . مانند : « اى آنكسها كه بگرويدند چه بودست و چه عذر و بهانه است شما را ؟ » ص 612 « اكنون ياد كنيم فريفتن ابليس مرآدم را عليه السلام » ص 572 « و مردمان خلاف كردند اندر كشتگان احد » ص 287 در اينجا ذكر اين نكته ضرورى است كه در آثار اين دوره اصولا نويسندگان در تركيب جملات بيشتر تحت تأثير زبان عربى بودند اگرچه از استعمال لغات عربى خوددارى مىكردند . مخصوصا در آثار ترجمه شده از زبان عربى مانند : ترجمهء تاريخ طبرى و ترجمهء تفسير طبرى . در قرون بعد موضوع به عكس شد يعنى هر قدر نثر بيشتر پيشرفت كرد