تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 633

مساهمون:

ص٦٣٣
قرن چهارم هجرى دورهء واقعى رواج و پيشرفت نثر فارسى است كه مصادف بود با حكومت سلسلهء سامانى بر قسمت بزرگى از نواحى شرقى فلات ايران تا حدود سرزمين رى . اين خاندان در تجديد رسوم ايرانى و احياء استقلال ادبى ايران كوشش بسيار كردند و از راه تشويق مترجمان و نويسندگان به ترجمه و تأليف ، موجب ايجاد كتابهاى سودمندى به نثر پارسى درى شدند . نويسندگان اين دوره تنها به گردآورى روايات و داستانهاى باستانى و تاريخ كهن ايران بسنده نكردند بلكه به مسائل متعدّد ديگرى از علوم و ادبيات براى تأليف كتب توجّه نمودند كه از آن ميان مسائل دينى در درجهء اول قرار داشت . دورهء سامانى همچنانكه براى شعر پارسى دورهء طلائيست ، براى نثر نيز دورانى بسيار قابل توجّهست و نتيجهء كارى كه در آن عهد براى بنيان‌گذارى شعر و نثر پارسى شد چنان مهم و شايستهء اعتنا بود كه در دوره‌هاى بعد با همهء انقلابات اجتماعى و سياسى كه در ايران رخ داد نه‌تنها اثر آن از ميان نرفت بلكه روزبروز نيرومندتر و بارآورتر گرديد . وجود تنى چند بازماندهء امراى صفّارى در سيستان و رجال بزرگ عصر سامانى مانند خاندان جيهانى و خاندان بلعمى ، كه هر دو عهده‌دار كارهاى سياسى از قبيل وزارت و دبيرى بودند خود مشوّق خوبى براى مؤلّفان در تأليف كتابهايى در زمينه‌هاى گوناگون علمى و ادبى و تاريخى و ترجمه‌هايى از عربى و امثال اين كارها بود . از