بياورد و پيش عبد اللّه به پاى كرد و قرعه بزد ميان عبد اللّه و اشتر ، قرعه بر عبد اللّه آمد .
ايشان گفتند اشتر افزون كن . . . تا اشتر صد تا گشت قرعه بر اشتر آمد . پس عبد المطلب صد اشتر بكشت . پس به عرب اندر رسم گشت ديت مردى صد اشتر و تا رستخيز بماند .
ج 6 / 1533
بخش پنجم : منشأسازى براى پديدههاى اجتماعى
1 - ( در تفسير آيهء
« وَ قالُوا لا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَ لا تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لا سُواعاً وَ لا يَغُوثَ وَ يَعُوقَ وَ نَسْراً »
: و گفتند : هرگز خدايان خود را رها نكنيد و از ودّ و سواع و يغوث و يعوق و نسر دست برنداريد . )
« و جمشيد پنج خليفه بگزيد و همهء جهان ايشان را داد نام يكى از ايشان « ودّ » بود و او را به مشرق فرستاد و مشرق او را داد . و ديگر « سواع » نام بود و او را به مغرب فرستاد و سه ديگر « يغوث » نام بود او را به زمين جنوب فرستاد و چهارم « يعوق » نام بود و او را به زمين شمال فرستاد و پنجم « نسر » نام بود و او را به طرفهاى جهان فرستاد . و بفرمود تا پنج بت به صورت جمشيد بساختند يكى از زر و يكى از آهن و يكى از روى و يكى از برنج ( و يكى از ؟ ) چنان كه هركى اندران نگرستى چنان دانستى كه راست جمشيد است و پس اين پنج بت بدين پنج خليفت داد و ايشان را بدين ناحيتها فرستاد كه ياد كرديم و گفت : كه من خداى خلقم و اين صورتها بر مثال من است . هركى ايشان را سجده كند و الّا ايشان را به آتش او كنيد . پس اين پنج خليفت برفتند و اين پنج بت ببردند و اندر همهء جهان بگشتند و هركى آن بتان را سجده مىكرد دست از او بازمىداشتند و مراعات مىكردند و هركى سجده نمىكرد او را هلاك مىكردند و همىسوختند تا همهء جهان بتپرست گشتند و دينها از جهان برداشت و به جهان اندر هركى بماند آن كس بود كه بت همىپرستيد تا آن كار بتپرستى راست بايستاد و دويست سال برآن برآمد . پس ملكت جمشيد هزار سال تمام شد » . پس از اينكه ضحاك ظهور كرد و جمشيد را از بين برد ، خليفتان او كه در جهان پراكنده بودند بگريختند يا كشته شدند « پس آن مردمان كه در روزگار ايشان بوده بودند نام ايشان هريكى بر آن بتان نهادند كه ايشان داشتند » .
ج 2 / 402