ت . تجسمهاى طبرى در استدلال يا اطنابى ممل و مبتنى بر احتمال :
طبرى در اين مورد سخن را سخت به درازا مىكشاند و مىكوشد به هر طريقى و با استمداد از هرگونه احتمالى مطلبى را به صورت قطع و يقين اثبات كند كه دليلهاى آن با آميزههاى احتمال و رنگهايى از ترديد ، فرم يافته است . وى مىگويد :
« اگر كسى دربارهء لغات ياد شده كه از نظر لفظ و معنى با زبان فارسى و عربى و يا با زبانهاى ديگر متفق و متحدند ، آرائى - كه از اين پس بازگو مىسازيم - بر سبيل احتمال مطرح سازد كه :
- همهء اين لغات فارسى است نه عربى و يا همهء آنها عربى است نه فارسى ،
- بعضى از اين لغات عربى و بعضى ديگر فارسى است ،
- ريشهء برخى از اين لغات را بايد نزد عربزبانان جستجو كرد ، چرا كه لغات مزبور در اصل عربى بوده و در ميان عجمها نفوذ كرده و در نتيجه بدان تكلم مىكردند ،
- ريشه و اصل پارهاى از اين لغات را بايد نزد فارسىزبانان يافت كه در ميان عربها راه يافت و آنها را معرّب ساختند ،
آرى ، اگر كسى چنين آراء و احتمالاتى را اظهار نمايد بايد گفت او طالب جهل و نادانى است ؛ زيرا نه عرب را مىتوان منشأ نفوذ اين لغات در ميان عجمها دانست و نه عجم را مىتوان اساس راه يافتن لغات مذكور در ميان عربها تلقى كرد ، چون استعمال اين لغات با يك نحوهء تلفظ و يك معنى در هر دو طايفه موجود بوده است . . .
و اگر كسى ادعا كند كه يكى از اين دو طايفه ( عرب و عجم ) منشأ نفوذ لغات در طايفهء ديگر هستند بايد گفت چنين كسى مدعى مطلبى شده كه نمىتوان ، جز از رهگذر خبر و دليلى كه يقينآور و زدايندهء شك و احتمال است ، به حقيقت صحت آن دست يافت .