موضع نااستوار طبرى در برابر مسألهء وجود معرّبات در قرآن كريم
موضوع ديگرى كه سزا است در رابطه با آن از طبرى در تفسيرش خرده گرفت مسألهء وجود « معرّبات » در قرآن كريم است . طبرى در مقدمهء جامع البيان تحت عنوان « ألقول فى البيان عن الأحرف الّتى أتفقت فيها ألفاظ العرب و ألفاظ غيرها من بعض أجناس الامم » سخنى دارد مبنى بر اينكه اساسا واژهاى غير عربى در قرآن وجود ندارد ، و براى چنين ادعايى مقدمهاى نسبتا نااستوار و تكلفآميز تمهيد مىكند و در اين مقدمه بيانى دارد كه مضمون آن اين است :
الف . استشهاد به آيههاى قرآن :
خداوند متعال والاتر از آن است كه خطاب و سخنى را به ميان آورد و يا رسول و فرستادهاى را گسيل دارد كه آن خطاب و سخن و يا ارسال آن رسول ، براى مردمى كه مخاطب آن سخن هستند و آن رسول به سوى آنها گسيل شده است ، بىفايده باشد و خدا برتر از آن است كه كارى اينچنين و بىفايده از او سرزند و به همين جهت در قرآن فرموده است :
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ .
78
و ما هيچ پيامبرى در ميان قومى نفرستاديم مگر آنكه به زبان همان قوم سخن بگويد .
و يا به پيامبر خود مىفرمايد :
وَ ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ إِلَّا لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فِيهِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ .
79
ما قرآن را بر تو نازل نكرديم مگر از آنرو كه براى آنها مسائل مورد اختلاف را روشن سازى . در اين قرآن هدايت و رحمتى است براى كسانى كه ايمان مىآورند .
بنابراين ، امكان ندارد كسى از رهگذر قرآنى هدايت شود كه نسبت به بيان و گفتار آن فاقد علم و آشنايى باشد . در نتيجه ، هر رسولى كه خدا او را به سوى مردم گسيل مىدارد به زبان همان مردم با آنها پيام الهى را در ميان مىگذارد ؛ چنان كه اين قاعده در مورد همهء رسولان الهى مورد عمل بوده و كتابى كه خداوند بر پيامبر ما نازل كرد به زبان محمد صلى اللّه عليه و آله و سلم است و زبان او نيز عربى بوده و خدا نيز در قرآن كريم گوياى همين مطلب است :