تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ .
80 ما قرآن را به زبان عربى فروفرستاديم تا شايد خرد خود را در آن به كار گيريد و بينديشيد . و نيز فرموده است :
وَ إِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعالَمِينَ نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ .
81 قرآن از سوى پروردگار جهانيان به تدريج فروفرستاده شد و روح الأمين آن را بر قلب تو فرود آورد تا با زبان عربى روشن مردم را به عذاب الهى هشدار دهى . پس بايد معانى سخن خدا موافق معانى سخن عرب و ظاهر آن متناسب با ظاهر كلام آنها بوده باشد ، اما با اين تفاوت كه قرآن مىبايد برخوردار از فضيلت و مزيتى نسبت به ساير سخنها و بيانها باشد . 82

ب . ملازمه ميان سبك و اسلوب قرآن و تك واژه‌هاى آن :

طبرى در همين مبحث يادآور مىشود كه چون سبك و اسلوب قرآن كريم عربى است بايد تك واژه‌هاى آن نيز عربى باشد . او قبلا براى اثبات اين مطلب رواياتى را به عنوان دستاويز سؤال و اشكال مطرح مىكند كه ضمن آنها مىبينيم واژه‌هايى از قبيل « كفلين » ، « ناشئة » ، « اوّبى » ، و « قسورة » 83 حبشى معرفى شده‌اند . قريش گفتند : چرا قرآن بر مردى عجمى و عربى نازل نشد ؟ خداوند متعال در پاسخ آنها فرمود :
لَقالُوا لَوْ لا فُصِّلَتْ آياتُهُ ءَ أَعْجَمِيٌّ وَ عَرَبِيٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدىً وَ شِفاءٌ .
84 مىگفتند : چرا آياتش از رهگذر تفصيل بيان نشد ؟ كتابى به زبان عجمى و پيامبرى عرب . بگو : اين كتاب براى كسانى كه ايمان آورده‌اند مايهء هدايت و شفا است . طبق روايت اخير ، خداوند پس از نزول اين آيه در قرآن از هر لغت و زبان واژه‌اى را آورده كه از جملهء
« حِجارَةً مِنْ سِجِّيلٍ » *
است ، و سعيد بن جبير گفته است « سجيل » فارسى است كه از « سنگ » و « گل » تعريب شده است و طبق حديث أبى ميسره و ديگران در قرآن از هر زبان لغت و يا لغاتى وجود دارد . 85