تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١

پ . تأويل نارواى طبرى دربارهء گفتار پيشينيان :

و بالاخره ، طبرى پس از بازگو ساختن اين روايات كه حاكى از وجود لغات غير عربى ، يعنى معرّبات ، در قرآن كريم است مىكوشد با طرحى نه چندان مطمئن ، و بلكه غير مستند ، بدانها پاسخ دهد كه هر محقق دقيقى از قبول چنان طرحى گريزان است . طبرى بدين‌گونه براى اثبات عدم وجود معرّبات در قرآن كريم پاسخ مىدهد كه فشردهء آن اين است : كسانى كه با ياد كردن اين روايات مىخواهند وجود معرّبات يعنى واژه‌هاى غير عربى را در قرآن اظهار كنند سخنشان با ادعاى ما مبنى بر عدم وجود معرّبات در قرآن كريم منافاتى ندارد و گفتار آنها از ادعاى ما بيرون نيست ! زيرا مدعيان وجود معرّبات در قرآن نمىگويند امثال واژه‌هايى كه آنها را روايات به عنوان لغات حبشى خاطرنشان ساخته‌اند ، قبل از نزول قرآن عربها با آنها سروكار و آشنايى نداشتند و بدانها تكلم نمىكردند ، تا بگوييم بر خلاف ادعاى ما سخن گفته‌اند . فقط اينان گفته‌اند اين لغت به زبان حبشى معنىاش چنين است ، يا فلان لغت به زبان عجمى داراى چنان معانى است . ولى منكر آن نيستند كه [ به اصطلاح ، ترادف لغات و هماهنگى چند زبان از لحاظ ضبط و گويش و نيز معنى در قرآن كريم وجود دارد ، و در قرآن كريم ] كلمات و واژه‌هايى ديده مىشود كه همهء نژادهاى و امتها - كه به زبانهاى گوناگون تكلم مىكنند - در گفتارى با پاره‌اى از اين واژه‌ها متفق هستند . . . و معنى اين سخن ، كه در قرآن از هر زبان [ لغت و يا لغاتى ] وجود دارد ، با ادّعاى ما مبنى بر عدم وجود لغات غير عربى در قرآن ناسازگار نيست و خدا بهتر مىداند كه در قرآن كريم از هر زبان لغت و يا لغاتى وجود دارد كه عرب و غير عرب متفقا با آنها گفتگو مىكنند [ و وجود اين لغات در قرآن كريم نشان مىدهد كه ترادف و هماهنگيهايى در ضبط لغات و معانى آنها در زبانهاى ملتهاى مختلف ديده مىشود و فارس و عرب ، و حبشى و عرب با همان الفاظ و معانى با هم گفتگو مىكنند ] . 86