تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 618

مساهمون:

ص٦١٨
رستخيز . ج 1 / 74 9 - پس آنگه موسى ( ع ) آن گوساله را بسوخت - و زر هرگز نبتوان سوخت مگر به كيميا كه هرچند بيشتر گدازى ، صافىتر گردد - و چنين گويند كه موسى ( ع ) آن كيميا بياورد و مر قارون را داد و قارون بر آن گوساله انداخت و گوساله سوخته شد و خاكستر به باد داد و قارون از آن كيميا قدرى داشت و پاره‌اى بر مس او كند و زر گشت و پس آن كيميا بر مس مىنهاد و جمله زر مىگشت ، - بىآنكه موسى ( ع ) فرموده بود - و قارون اين همه زر كه داشت جمله از آن جمع كرده بود . پس آنگه بر موسى ( ع ) بيرون آمد . ج 1 / 75 10 - پس خداى عزّ و جلّ ايشان ( هاروت و ماروت ) را به كوه دماوند در زيرزمين به چاهى اندر ، عذاب همىكند . . . و خلق هركس كه راه داند بدان مىرود . و گويند كه كسى كه بخواهد جادوى آموزد بدان سر چاه شود و از ايشان سخنها پرسد و گويد و جادوى از ايشان آموزد و چون جادوى آموخته باشد ايمان او همچون مرغى سپيد از تن او بدر پرد و مرغى سياه بازآيد و در تن او شود - و جادوى بياموزند چنان كه مرد و زن را از يكديگر جدا كنند . ج 1 / 97 11 - ( در ادامهء ماجراى بنى اسرائيليان شهر « ايله » كه از مرگ گريختند و هلاك شدند و بعد از سالهاى بسيار با دعاى ذو الكفل پيغامبر از نو زنده شدند ) و چنين گويند كه هر كسى كه از نسل آن مردمان باشد چون اندام او نيك بمالى ، بوى مردار دهد . ج 1 / 148 12 - ( اشمويل ، طالوت را به عنوان ملكى كه خدا براى حكومت بر بنى اسرائيل برگزيده ، به ايشان معرفى كرد و آنها نيز برگردانيدن تابوتى را كه جالوتيان به غارت برده بودند شرط پذيرش ملكت وى اعلام كردند ) پس اشمويل از حق تعالى حاجت خواست تا فريشتگان برفتند و آن تابوت برگرفتند و در ميان بنى اسرائيل بازآوردند و بنى اسرائيل چون آن تابوت بازيافتند جمله به ملكت طالوت راضى شدند و او را به ملكت بنشاندند و در خدمت وى بايستادند و به حكم و فرمان او كار كردند .