نرسد كه بر دانشمندى خرده گيرد كه نمى از يم آثارش را حس نكرده و بر گسترهء اطلاعات و معلومات سرشارش نگاهى نافذ ندوخته است .
ما در اين وجيزه بر گوشههايى از كتاب عظيم و سترگ تفسيرش نيم نگاهى داريم كه دانشمندانى فرزانه مىبايد آن را از گزارشى كاملتر برخوردار سازند .
نگاهى بر پارهاى از مقدمه و متن تفسير طبرى
قبلا يادآور مىشويم كه خردهگيران بر تفسير طبرى - با توجه به بررسيهاى ناچيز نگارنده - شمار فراوانى را نمىپردازند و على الظاهر افرادى معدود به نقد اين كتاب پرداختند كه برخى از آنها به صورت كلى - و نه موضعى - نگاههاى انتقادآميزى بر اين تفسير داشتهاند كه پارهاى از آنها را نمىتوان يك انتقاد مربوط به محتواى جامع البيان تلقى كرد . از آن جمله يكى شيخ طوسى ( رضوان اللّه تعالى عليه ) است . اين دانشمند بزرگ طى گزارش انگيزهء خود در تدوين تفسير التبيان الجامع لعلوم القرآن مىنويسد :
. . . فوجدت من شرع فى تفسير القرآن من علماء الامّة بين مطيل فى جمعه لمعانيه و استيعاب ما قيل فى فنونه كالطّبرىّ و غيره . . . 77
ديدم دانشمندان اسلامى كه به تفسير قرآن پرداختند عدّهاى با فراهم آوردن همهء معانى قرآن و استيعاب و فراگير بودن سخنشان نسبت به تمام فنون قرآن و تفسير مربوط به آن كتابشان را گرفتار اطاله ساختند و گفتارشان را به درازا كشاندند ، مانند طبرى و ديگران . . .
در اين بيان مىبينيم كه مرحوم شيخ طوسى از طبرى فقط از آن جهت در مورد جامع البيان انتقاد مىكند كه او گزارشهاى تفسيرى خود را طولانى و ملالآور برگزار كرده است ؛ اما شيخ طوسى از جهات ديگر از كتاب او خرده نمىگيرد و بايد گفت دست كم راجع به اين جهات در مقدمهء تفسير خود سكوت كرده است .