تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 570

مساهمون:

ص٥٧٠

فعل

فعل ساده + ضماير شخصى : و برخوردارى بردارند و مشغول كندشان اوميد زندگانى . 4 / 839 . فعل مركب + ضماير شخصى : و اگر بگيردى خداى مردمان را به شرك آوردن و ستم كردن‌شان . . . 4 / 872 . فعل مجهول ، بيشتر با فعل معين « آمدن » به كار رفته است : حديث بانگ نماز جاى ديگر گفته آمده است . 4 / 916 . از هر چيزى برخى گفته آيد تا آيت فروگذاشته نيايد . 5 / 1148 . مثلا در صفحهء 1146 به صورت فوق 6 مرتبه به كار رفته است . امّا با ساير مصادر هم ديده مىشود : چون ياد كرده شوند . 6 / 1517 . استعمال باى تأكيد قبل از نون نفى : اگر بنگروند بدين قرآن از اندوه . 4 / 919 . پدر خنديده بود و بنپوشيده بود . 6 / 1482 . به كار گرفتن « يا » در معنى شرط و استمرار : همىبينى سوى خداوند تو كه چگونه گستراند سايه را و اگر خواستى كردى آن را ايستاده ، ايشان را عظيم دوست داشتى . 5 / 1153 . و اگر خواستمى ما بفرستادمى اندر هر دهى . 5 / 1144 . استعمال « مى » پيش از جزء اوّل فعل مركّب : نه مىبينند كه ما مىآريم زمين را و مىكم كنيم از كرانهاى آن ؟ 3 / 815 . استعمال « همى » پيش از جزء اوّل فعل مركّب : و اينست داستانها كه همى پديد كنيم آن مردمان را . 5 / 1303 . استعمال « همى » بين اجزاى فعل مركّب : و لكن بودند بر تنهاى خويش ستم كردند . 5 / 1302 . پيشوند « همى » + « فعل بسيط » :