فعل
فعل ساده + ضماير شخصى :
و برخوردارى بردارند و مشغول كندشان اوميد زندگانى . 4 / 839 .
فعل مركب + ضماير شخصى :
و اگر بگيردى خداى مردمان را به شرك آوردن و ستم كردنشان . . . 4 / 872 .
فعل مجهول ، بيشتر با فعل معين « آمدن » به كار رفته است :
حديث بانگ نماز جاى ديگر گفته آمده است . 4 / 916 .
از هر چيزى برخى گفته آيد تا آيت فروگذاشته نيايد . 5 / 1148 .
مثلا در صفحهء 1146 به صورت فوق 6 مرتبه به كار رفته است . امّا با ساير مصادر هم ديده مىشود :
چون ياد كرده شوند . 6 / 1517 .
استعمال باى تأكيد قبل از نون نفى :
اگر بنگروند بدين قرآن از اندوه . 4 / 919 .
پدر خنديده بود و بنپوشيده بود . 6 / 1482 .
به كار گرفتن « يا » در معنى شرط و استمرار :
همىبينى سوى خداوند تو كه چگونه گستراند سايه را و اگر خواستى كردى آن را ايستاده ، ايشان را عظيم دوست داشتى . 5 / 1153 .
و اگر خواستمى ما بفرستادمى اندر هر دهى . 5 / 1144 .
استعمال « مى » پيش از جزء اوّل فعل مركّب :
نه مىبينند كه ما مىآريم زمين را و مىكم كنيم از كرانهاى آن ؟ 3 / 815 .
استعمال « همى » پيش از جزء اوّل فعل مركّب :
و اينست داستانها كه همى پديد كنيم آن مردمان را . 5 / 1303 .
استعمال « همى » بين اجزاى فعل مركّب :
و لكن بودند بر تنهاى خويش ستم كردند . 5 / 1302 .
پيشوند « همى » + « فعل بسيط » :