تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
يا پندارند آنكسها كه همىكنند بديها . 5 / 1296 . پيشوند « همى » + « فعل مركب » : گفتا اين اشتر . . . شما دست از او بداريد تا در زمين خداى عزّ و جل همى چرا كند . 5 / 1321 . فاصله شدن كلمه‌اى بين « همى » و « مى » و « فعل » : كه همى شما گرد مىآييد با مردمان . 5 / 1300 . مى هلاك كنى ما را بدآنچه كردند تباه‌كاران . 2 / 551 . استعمال « باى تأكيد » قبل از « نون نفى » : از هر خنبى زر كه دارى يك دينار بده و هم بنداد . 5 / 1319 . استعمال صيغه‌هاى « بايستن » و « شايستن » : راه ايشان اندر بيابانى بود هفت روزه طعام و شراب بايستى گرفتن . 6 / 1471 . نشايستى كه خداى عزّ و جل مر ابراهيم را گفتى اسحق را بكش . 6 / 1533 . فاصلهء ميان « نون نفى » و « فعل » : و نه سبك كنند از ايشان از عذاب آن . 6 / 1492 . استعمال يك مصدر در يك جمله به صورت لازم و متعدّى : هم‌چنان كه همىگردند مر خلقانرا همىگردانند . 6 / 1509 . استعمال افعال نيشابورى ( افزودن سين و تاء قبل از ضماير متّصل فاعلى ) : ناپديد كند مر ايشان را آنچه خلاف كردستند اندر آن . 4 / 869 . و افزونى دادستيم‌شان بر بسيارى از آنچه بيافريدستيم ما فضلى . 4 / 903 . فاصله شدن پيشوند « م » علامت نهى با فعل : و مه پس روى كن آرزو را كه گم كند ترا از راه خداى . 6 / 1555 . بدون فاصله : و مه پوشيد حق را بستم . 1 / 63 . استعمال ياى مجهول ( ياى استمرارى ) : پيش از آن‌كه آفتاب فروشدى اين نماز ديگر بكردندى . 6 / 1563 . اغلب جمله‌هايى كه با « اگر » شروع مىشود ، فعل در هر شش صيغه با ياء مجهول
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 571 | جمعى از نويسندگان