يا پندارند آنكسها كه همىكنند بديها . 5 / 1296 .
پيشوند « همى » + « فعل مركب » :
گفتا اين اشتر . . . شما دست از او بداريد تا در زمين خداى عزّ و جل همى چرا كند .
5 / 1321 .
فاصله شدن كلمهاى بين « همى » و « مى » و « فعل » :
كه همى شما گرد مىآييد با مردمان . 5 / 1300 .
مى هلاك كنى ما را بدآنچه كردند تباهكاران . 2 / 551 .
استعمال « باى تأكيد » قبل از « نون نفى » :
از هر خنبى زر كه دارى يك دينار بده و هم بنداد . 5 / 1319 .
استعمال صيغههاى « بايستن » و « شايستن » :
راه ايشان اندر بيابانى بود هفت روزه طعام و شراب بايستى گرفتن . 6 / 1471 .
نشايستى كه خداى عزّ و جل مر ابراهيم را گفتى اسحق را بكش . 6 / 1533 .
فاصلهء ميان « نون نفى » و « فعل » :
و نه سبك كنند از ايشان از عذاب آن . 6 / 1492 .
استعمال يك مصدر در يك جمله به صورت لازم و متعدّى :
همچنان كه همىگردند مر خلقانرا همىگردانند . 6 / 1509 .
استعمال افعال نيشابورى ( افزودن سين و تاء قبل از ضماير متّصل فاعلى ) :
ناپديد كند مر ايشان را آنچه خلاف كردستند اندر آن . 4 / 869 .
و افزونى دادستيمشان بر بسيارى از آنچه بيافريدستيم ما فضلى . 4 / 903 .
فاصله شدن پيشوند « م » علامت نهى با فعل :
و مه پس روى كن آرزو را كه گم كند ترا از راه خداى . 6 / 1555 .
بدون فاصله :
و مه پوشيد حق را بستم . 1 / 63 .
استعمال ياى مجهول ( ياى استمرارى ) :
پيش از آنكه آفتاب فروشدى اين نماز ديگر بكردندى . 6 / 1563 .
اغلب جملههايى كه با « اگر » شروع مىشود ، فعل در هر شش صيغه با ياء مجهول
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 571
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٥٧١