به كار رفته است :
اگر خداى راه نمودى مرا بودمى از پرهيزگاران . 6 / 1577 .
اگر مرا بودى بازگشتن ، باشمى از نيكوكاران . 6 / 1577 .
آوردن فعل مفرد براى كلمهء « مردم » و « مردمان » :
همچنانكه چون مردم بميرد ، هيچ كار را به كار نيايد . 1 / 13 .
و خواهد خداى كه سبك كند از شما و آفريده شد مردمان ضعيف . 1 / 295 .
آوردن فعل مفرد براى اسم جمع :
خلق همه روى سوى ابراهيم نهاد . 4 / 855 .
افعال ذووجهين :
مصدر « سوختن » در اين تفسير هم به صورت لازم و هم به صورت متعدّى به كار رفته است :
موسى چنان دانست كه آن هفتاد تن از بهر آن بسوختند كه . . . 3 / 559 .
دوباره در همان صفحه :
همانگاه از آسمان صاعقه بيامد و ايشان را بسوخت .
افعال پيشاوندى :
از نشانههاى قدمت نثر در آثار ادب فارسى ، وجود فعلهاى پيشاونددار است كه در زير نمونههايى ذكر مىشود :
اندر آمدن ، اندر پوشيدن ، اندر شدن ، باز پس شدن ، باز شدن ، باز كردن ، برانگيختن ، برنهادن ، درگرفتن ، فروپوشيدن ، فرودآويختن ، فروفرستادن ، فروهشتن .
استعمال مصدر با ياى نكره ، معادل مفعول مطلق عربى يا قيد در زبان فارسى :
و هركسى توبه كند و كند كار نيك كه او بازگردد سوى خداى عزّوجل بازگردانيدنى . 5 / 1146 .
بنگرست نگرستنى اندر ستارگان . 6 / 1521 .
استعمال وجه مصدرى كامل :
و هيچ خلق مداواى آن نمىتوانست كردن . 5 / 1152 .
چنانكه كسى ويرا از خويشتن باز نتواند داشتن . 5 / 1187 .
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 572
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٥٧٢