تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢
به كار رفته است : اگر خداى راه نمودى مرا بودمى از پرهيزگاران . 6 / 1577 . اگر مرا بودى بازگشتن ، باشمى از نيكوكاران . 6 / 1577 . آوردن فعل مفرد براى كلمهء « مردم » و « مردمان » : همچنان‌كه چون مردم بميرد ، هيچ كار را به كار نيايد . 1 / 13 . و خواهد خداى كه سبك كند از شما و آفريده شد مردمان ضعيف . 1 / 295 . آوردن فعل مفرد براى اسم جمع : خلق همه روى سوى ابراهيم نهاد . 4 / 855 . افعال ذووجهين : مصدر « سوختن » در اين تفسير هم به صورت لازم و هم به صورت متعدّى به كار رفته است : موسى چنان دانست كه آن هفتاد تن از بهر آن بسوختند كه . . . 3 / 559 . دوباره در همان صفحه : همانگاه از آسمان صاعقه بيامد و ايشان را بسوخت . افعال پيشاوندى : از نشانه‌هاى قدمت نثر در آثار ادب فارسى ، وجود فعلهاى پيشاونددار است كه در زير نمونه‌هايى ذكر مىشود : اندر آمدن ، اندر پوشيدن ، اندر شدن ، باز پس شدن ، باز شدن ، باز كردن ، برانگيختن ، برنهادن ، درگرفتن ، فروپوشيدن ، فرودآويختن ، فروفرستادن ، فروهشتن . استعمال مصدر با ياى نكره ، معادل مفعول مطلق عربى يا قيد در زبان فارسى : و هركسى توبه كند و كند كار نيك كه او بازگردد سوى خداى عزّوجل بازگردانيدنى . 5 / 1146 . بنگرست نگرستنى اندر ستارگان . 6 / 1521 . استعمال وجه مصدرى كامل : و هيچ خلق مداواى آن نمىتوانست كردن . 5 / 1152 . چنان‌كه كسى ويرا از خويشتن باز نتواند داشتن . 5 / 1187 .