ضمير
ضمير اشاره « اين » پيش از اسم خاص :
اين زليخا بانگ و خروش اندر گرفت . 3 / 776 .
ضمير زايد :
او را به من ده تا من او را بدارمش . 3 / 776 .
ضمير اشاره « آن » به صورت ضمير ملكى :
پس خبر بردند او را كه آن « * » او را به آتش انداخت . 6 / 1470 .
و اين خلايق كه اندر جهاناند جمله از آن تواند . 6 / 1476 .
استعمال ضمير اشارهء مفرد به جاى جمع « آن » به جاى « آنان » :
اين هفتاد تن كه گواى راست ندادند آن بودند كه با موسى به مناجات رفته بودند .
3 / 559 .
استعمال ضمير منفصل فاعلى براى غير ذوى العقول :
و مرين پنج ستارهء ديگر را كه ياد كرديم روش ايشان هم برين مثال . . . است .
6 / 1511 .
استعمال ضمير متصل مفعولى پس از ضمير اشاره :
و واكوشيد به جنگ كردن دشمنان . . . آنتان اى مؤمنان بهتر از شما . 3 / 613 .
استعمال ضمير « آن » به نشانهء تعريف ( عهد ذكرى ) :
و ايشان آن قربانها به دست اين هر سه بفرستادند . 5 / 1184 .
استعمال ضمير شخصى متّصل مفعولى پس از « اين » :
لوط گفت كه : يا گروه اين تان دختران من و ايشان پاكيزهتراند شما را . 3 / 719 .
به كار بردن ضمير شخصى متّصل مفعولى پس از فعل :
اينست تان خداى خداوند شما ، بپرستيد او را . 3 / 665 .
ارجاع ضمير اشاره براى غير ذوى العقول :
هامش
* همانطور كه در پانويس متن اشاره شده يعنى زنش را .