ذهبى مىنويسد : « تفسير امام طبرى پيرامون آيات صفات ، پر است از اقوال سلف مبنى بر اثبات آنها بدون نفى و يا تأويل . » 17
حوفى مىنويسد : « طبرى در كل عقايد مذهبىاش بر عقيدهء سلف است كه به سنّت متمسك مىباشند . او در مسئلهء قدرت عباد ، خلق قرآن ، ابطال رؤيت در روز قيامت و امثال آن مخالف معتزله است . » 18
رؤيت خداوند
يكى از مسائل و مباحثى كه سلفيان به استناد ظاهر برخى آيات مانند
« وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ »
( قيامة / 22 ) و به اتكاى بعضى احاديث ، بدان عقيدهمندند ، مسئلهء رؤيت خداوند است .
اماميّه و ديگر مسلمانان اينگونه آيات را به مشاهدهء نشانهاى حقتعالى و رؤيت نعمتهاى پروردگارى و امثال آن تأويل مىكنند . روايات را هم اگر صحيح باشند چنين توجيه مىنمايند . ليكن سلفىها همين ظاهر را گرفته و معتقدند كه خداوند را به چشم توان ديد . طبرى در تفسير آيهء مورد اشاره پس از نقل روايات و ذكر نظر اصحاب تأويل چنين مىنويسد : « و اولى القولين فى ذلك عندنا بالصواب ، القول الّذى ذكرناه عن الحسن و عكرمه من انّ معنى ذلك : تنظر الى خالقها ، و بذلك جاء الاثر عن رسول اللّه ( ص ) » 19 . يعنى شايستهترين دو قول نزد ما و درستترين آنها ، همان سخنى است كه از حسن و عكرمه نقل كرديم كه مراد از آيه ، اين است كه انسانها آفريدگار بهشت را خواهند ديد و راجع به اين از رسول اللّه ( ص ) هم حديث داريم و در تفسير آيهء
« لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ »
( انعام / 104 ) ، پس از بحثى مفصّل راجع به امكان و يا عدم امكان رؤيت خداوند و نقل كلام اهل تأويل و ذكر احاديث مربوطه ، از جمله حديث مسروق از عايشه ، كه مسروق پرسيده است اى ام المؤمنين ! آيا محمّد ( ص ) پروردگارش را ديد ؟
عايشه گفت : « سبحان اللّه از اين سخن مو بر بدن انسان راست مىشود ، » آنگاه آيهء مزبور را تلاوت كرده است ، در پايان چنين مىنويسد :
« و الصواب من القول فى ذلك عندنا ما تظاهرت به الاخبار عن رسول اللّه ( ص ) انّه قال : انّكم سترون ربّكم يوم القيمة كما ترون الشمس دونها سحاب . . . » 20 يعنى سخن