تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
نجاشى مىنويسد : « ابو جعفر طبرى ، عامى است ، او مؤلف كتابى است در ردّ حرقوصيّه كه اسناد خبر روز غدير را ذكر نموده است . » 10 از نشانهاى تعصّب شديد طبرى كه فراتر از تعصّب اهل سنّت است ، چيزى است كه ذهبى نقل كرده : « ابو الفتح بن ابى الفوارس به يك واسطه روايت مىكند كه او گفت : شنيدم ، محمّد بن جرير با ابن صالح اعلم گفتگو مىكردند ، ذكرى از على بن ابيطالب عليه السلام به ميان آمد . محمد جرير گفت اگر كسى ابو بكر و عمر را پيشواى هدايت نشناسد ، چطور است ؟ ابن صالح پاسخ داد چنان آدمى ، بدعتگذار است . طبرى كه اين پاسخ را نپسنديده بود ، معترضانه گفت : بدعتگذار بدعتگذار ، او را بايد كشت . » 11 بدون ترديد چنين تعصّبات و تندرويها ، در جهان اسلام فاجعه آفريده است ، زيرا اگر كسى با دليل و منطق عدم صلاحيّت فرد و يا افرادى را براى زعامت و رهبرى جامعه اثبات كند ، چرا واجب القتل باشد ؟ اين‌گونه زياده‌رويها و خشونتهاى خارج از حد و اندازه سبب ايجاد شكاف بيشتر ميان مسلمين شده است . به‌هرحال در مقابل آن نظر مشهور مبنى بر تسنّن طبرى ، سيد محمّد باقر خوانسارى با سه دليل ، تشيّع طبرى را مطرح مىسازد ، هرچند كه برخى ، دلايل او را سست دانسته و براى اثبات چنان مدّعايى كافى نشمرده‌اند ؛ به‌هرحال استدلال صاحب روضات به قرار زير است : 1 . شهر آمل و به طور كلى منطقهء طبرستان ، مهد تشيّع بوده و در اين باره ، سخت‌كوش نيز بوده‌اند بويژه در دوران حكومت آل بويه كه حاكمانى شيعى و صاحبان منزلت عظيم بوده‌اند . 2 . طبرى دربارهء غدير خم كتاب نوشته است . 12 3 . او پيرو هيچكدام از مذاهب چهارگانه كه اهل تسنّن منحصرا از آنها تقليد مىكنند ، نبوده است و تصريح شده كه او مذهب مستقلى داشته است . 13 مرحوم مامقانى در ردّ خوانسارى مىنويسد : « اوّلا سخن او در برابر شهادت امثال نجاشى و علّامهء حلّى مبنى بر عامّيت او قابل توجّه نيست ؛ و ثانيا او تاريخ و عصر حيات طبرى را با زمان آل بويه اشتباه كرده و توجّه نفرموده كه به روزگار طبرى حكومت آل بويه
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 506 | جمعى از نويسندگان