تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
دلايل عقلى استنباط يا با انديشيدن در آنها دريافت شده باشند ، مگر اندكى از آنها ، زيرا علم پيدا كردن به تاريخ گذشتگان ، و گزارش حوادث امتهاى بعد و افراد موجود ، امكانپذير نيست براى كسى كه آنها را مشاهده نكرده است و زمانشان را درنيافته و تنها بوسيلهء گزارش تاريخنويسان و گفتار ناقلان از آنها اطلاع حاصل كرده است ، و بوسيلهء عقل به استخراج آنها همّت نگماشته است و با انديشه به استنباطشان برنخاسته است . پس اگر گزارشى را كه از گذشتگان در كتابم نقل كرده‌ام مورد پسند خواننده قرار نگرفت يا به نظرش زشت و نادرست آمد و هيچ جهت درستى در آن نيافت يا اثرى از حقيقت در آن مشاهده نكرده ، بداند كه چنين گزارشى از طريق خود ما نقل نشده ، بلكه از طريق برخى از ناقلان حديث به دست ما رسيده است ، و تنها كارى كه ما كرده‌ايم اين بوده است كه آن امانت را به همان شكلى ادا كنيم كه به دست ما سپرده شده بود » . و به همين علّت بسيارى از روايات نادرست و ضعيف و راست‌نما بوسيلهء طبرى پخش شده است كه پيش از آن مورد اعتنا و توجّه قرار نداشت ، همچون افسانهء ساختگى عبد اللّه بن سبا و جريانهاى تاريخى ديگر در اسلام . طبرى تنها يك تاريخنگار نيست ، مفسّر و فقيه هم هست . در دورهء دوم عبّاسى تفسير قرآن رشد و گسترش يافت ، و به روشنى چهار شيوهء تفسيرى در اين روزگار به وجود آمد كه در روزگاران بعد هم اثر و چيرگى خود را حفظ كرد و آن گرايشها يا شيوه‌هاى تفسيرى عبارتند از : تفسير به مأثور ، تفسير به رأى يا تفسير اعتزالى ، تفسير شيعى ، و تفسير صوفيانه . تفسير به مأثور ، چنان كه انتظار مىرفت ، بوسيلهء محمد بن جرير طبرى به اوج خود رسيد ، زيرا او توانست در تفسير خود از طريق روايات مستند هر اثرى را از تابعين و صحابه در تفسير آيات قرآنى رسيده است نقل كند . و هر حديثى كه صحابه در تفسير قرآن گفته‌اند از رسول خدا روايت كرده‌اند ، و لذا مىتوان تفسير طبرى را از اين جهت تفسير رسول خدا دانست ، و يا تفسير صحابه‌اى كه به كثرت تفسير مشهورند مانند ابن عباس و ابن مسعود و شاگردانشان چون عكرمه و مجاهد به شمار آورد . و آنگونه كه به نظر مىرسد طبرى در نقل اسرائيليات زياده‌روى نمىكند زيرا سودى در نقلشان و زيانى در ندانستن آنها نمىبيند مانند نوع غذاى مائده‌اى كه از آسمان بر عيسى نازل شد ( آيات 112 تا 115 سورهء مائده ) يا بهاى اندكى كه برادران يوسف در برابر فروش او به
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 495 | جمعى از نويسندگان