علوم ادبى و بلاغى و نقد الشعر نيز در اين دوره رواج كامل داشت ، ولى به گفتهء شوقى ضيف 9 انديشهء حاكم بر نقد الشعر و ادبيات بطور كلى نيز انديشهء محافظهكارانهاى بود و گرچه جاحظ كه معتزلى است و پرورشيافتهء دوران قبل به شمار مىرود ، تجدّدگرا است ، ليكن دانشمند حاكم بر تفكر ادبى و ذوقى اين دوره ابن قتيبه مىباشد كه سنّتگرائى و محافظهكارى او در آثارش كاملا هويدا است .
تاريخ در اين دوره رشد محسوسى مىكند و از سيرهنويسى و تاريخهاى خاص شهرها به تاريخ عمومى پاى مىنهد . ترجمهء تاريخ امتهاى باستانى بخصوص ايرانيان در دورهء اول عباسى ، و كتابهاى فراوان ديگرى كه دربارهء پيامبران نوشته شد ، فرصتى در اختيار محمّد بن جرير طبرى گذاشت كه بتواند تاريخ بزرگ و پرحجم خود « اخبار الرسل و الملوك » را بنويسد . تاريخ طبرى تاريخ جهان از آغاز آفرينش است تا دورهء خودش ، و مىبينيم كه چون به تاريخ هجرت پيامبر اكرم مىرسد ، شيوهء تاريخنويسى را به سالنگارى تغيير مىدهد و هر سال از جهت حوادث مستقل از سالهاى ديگر نوشته مىشود ، و چون رخدادهاى سالى به پايان رسيد به پيشامدهاى سال بعد مىپردازد ، و به همين ترتيب پيش مىرود تا به سال 302 مىرسد . و در اين تاريخنگارى شيوهء محدّثان را در پيش گرفته است ، هر خبر و پيشامدى با سندهايش روايت مىشود ، و غالبا روايات و اسناد متعددى نقل مىكند تا با بررسى راويان و روايتها و سندهايشان خبر صحيح را از ميان آنها به دست آورد . 10 اگرچه شوقى ضيف نظر مىدهد كه طبرى به منظور استخراج خبر صحيح روايات متعدد مىآورد ، ليكن ما از طبرى اظهارنظرى و نقدى دربارهء روايات نمىبينيم ، بلكه روايات ضدّ و نقيض را آورده و قضاوت را به عهدهء خواننده گذشته است ) .
شوقى ضيف دربارهء شيوهء تاريخنگارى طبرى و استناد او به روايات چنين قضاوت خوشبينانهاى دارد ، ليكن طبرى خود در مقدمهء تاريخ مىگويد 11 :
« نگرندهء در اين كتاب بايد بداند از هر چيز و از هر كسى در اين كتاب نام بردهام و بر طبق برنامهء ترسيمى خودم قرار گذاشتهام كه شرح حالش را در اينجا بياورم ، تنها بر پايهء روايت اخباريست كه خود ذكركنندهء آنها در كتابم هستم ، و اعتماد و اتكايم در اين گزارشها به آثاريست كه خودم آنها را به راويانشان استناد دادهام ، بدون اينكه بوسيلهء
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 494
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٤٩٤