تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
روى نهادند . از اين جهت بيشتر دانشمندانى كه در قرن چهارم به بعد شكوفا شدند ، بيرون بغداد بدان مرتبهء علمى رسيده بودند كه در ميان اين دانشمندان پزشك و ستاره‌شناس و مهندس و عالم كلام و منطق و فقيه و زبانشناس و محدّث و مورخ و مانند اينها فراوان بودند . . . شوقى ضيف در مورد فعاليت علمى اين دوره مىگويد 8 : جنبش ترجمه و گزارش در اين دوره با حدّت و شدت دنبال مىشود و ترجمهء كتابها از يونانى رشد زيادى مىكند ، و از ترجمهء كلمه به كلمهء دورهء اول عباسى كه پر از غلط و كلمات مشكل بود به ترجمهء عبارات و جمله‌ها و ترجمهء دقيق و به معنى پا مىگذارد ، و چنين به ذهن انسان مىرسد كه در اين دوره هيچ كتاب يونانى يا ترجمه شده به زبان سريانى باقى نمانده است كه به زبان عربى ترجمه نكرده باشند . خلفا و وزراء و بزرگان پولهاى گزافى در اين راه خرج مىكردند و مترجمان را زير حمايت و توجّه مىگرفتند . علّت اين امر روشن است ؛ زيرا علاوه بر آنكه اين جنبش عظيم با دار الحكمهء مأمون شروع شده بود و توقف آن بسى دشوار مىنمود ، هم نياز به علم طب و جغرافيا و رياضيات و شيمى و امثال اين علوم ، خلفاى سنّت‌گرا را بدين كار برانگيخت ، و هم اينها دانشهائى نبودند كه با عقيدهء جبرى و استبداد و قشريگرى دستگاه خلافت درگيرى و برخوردى داشته باشند ، ليكن علوم عقلى مورد توجه قرار نداشت و غالبا مورد بيمهرى نيز واقع مىشدند ، چنان كه فيلسوف عرب ، يعقوب بن اسحاق كندى در دورهء اول رشد يافته و در بصره و بغداد فلسفه را رواج داده بود ، ليكن چون به معتزله گرايش داشت با افول ستارهء معتزله ، او هم در تاريخ ناپديد گرديد و سال وفات و سرگذشت سالهاى آخر زندگيش روشن نيست . ابن نديم مىگويد كه وى كتابهائى دربارهء توحيد و عدل و استطاعت يا آزادى اراده داشته است و همين آثار نشانگر گرايش وى به اعتزال است ، و بزرگترين دليل بر وجود اين گرايش در او تجليل وى از عقل است . وى يك فيلسوف مسلمان به معنى دقيق كلمه است ، زيرا نوشته‌هائى در اثبات نبوت و دفاع شديدى از آن دارد ، و بر خلاف ارسطو كه معتقد به قدم جهان بود ، وى عالم را محدث مىدانست ، نفس را گوهر بسيطى از نور خدا مىدانست كه عالم افلاك از آن صادر شده است . . . و دربارهء عقل نيز نظريه‌اى دارد كه در فلسفهء اسلامى وارد شده است .