بلندپايه و بازرگانان سرمايهدار بزرگ و زمينداران و ديگر افراد ثروتمند را دربرمىگرفت ؛ طبقهء متوسط يا ميانه كه سران سپاه ، كارمندان ديوانخانهها ، بازرگانان و صنعتگران برجسته را شامل مىشد ؛ طبقهء پست كه شامل عموم كشاورزان و پيشهوران كوچك و خدمتگزاران و بردگان مىگرديد ، و اهل ذمّه بعد از همهء آنان قرار داشت .
طبقهء برتر غرق در ثروت و بهرهها بود و در حال بريز و بپاش به سر مىبرد ، و طبقهء متوسط نيز از رفاه و تنعّم برخوردار بود در حالى كه طبقهء پست با پرداخت مالياتهاى كمرشكن مخارج هنگفت آن عياشيها و رفاه را فراهم مىكردند . شرح اين كارها به اطناب مىگرايد و موجب ملال مىگردد و در اينجا مجال سخن گفتن از آنها نيست ؛ تنها اشارهاى به يك رشته از اقدامات مسرفانه و شايد بتوان گفت احمقانهء صدر آن دوره يعنى متوكل مىشود و تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل :
متوكل شهوت كاخسازى داشت ، و هر كاخى كه در سامرّاء و بغداد و اطراف آنها مىساخت ، هوس ساختن كاخى بهتر در سرش مىافتاد ، بطورى كه شمار اين كاخها به بيست دستگاه رسيد و شابشتى هزينهء ساختن آن كاخها را در كتاب « الديارات » خود ( ص 159 ) بيش از 274 ميليون درهم ذكر مىكند . خلفاى پس از وى هم اين كار را ادامه دادند و كاخهايى ساختند كه فرسنگها طول و عرض آن بود براى اينكه حرمسراها و رواقها و ساختمانهاى گوناگون دهها هزار كارمند و نگهبان و خدمتگزاران خليفه را در خود بتواند جاى دهد . وزيران و شاهزادگان و سوگليها و فرماندهان و ديگر نزديكانشان نيز وضعى شبيه به اوضاع خلفا داشتند و مجموعا طبقهء اشراف را ايجاد كرده بودند .
چنان كه گفته شد ، طبقهء ميانه نيز از رفاه و ثروت نسبى برخوردار بودند ، و دانشمندان زبان عربى و فقه و تفسير و حديث و معلمان و شاعران و آهنگسازان و صنعتگران نيز از اين طبقه به شمار مىرفتند و به نسبت نزديكى و دوريشان از دربار ، درآمدشان تفاوت داشت .
همهء اين رفاه و ثروت و تجمّلات و خدمات بوسيلهء طبقهء پست يا كشاورزان و كارگران و پيشهوران و خدمتگزاران كاخداران و زمينداران و سرمايهداران فراهم مىشد و بهرهء اين طبقه تنگدستى بود و تنگناها و سختيها و بدبختيها .
اين اوضاع غالبا منجر به قيامها و شورشها و انقلابهاى عدالتخواهانه و
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 490
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٤٩٠