تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
مذهب فقهى حنبلى است كه چون مخلوق و حديث بودن قرآن را نپذيرفت ، به شلاق و تازيانه خوردن محكوم شد ، و چون باز هم نپذيرفت به زندان افتاد . پس از مأمون معتصم ( از 218 تا 227 ه . ق ) و پس از مأمون الواثق ( 232 - 227 ) همين روش را با شدّت و حدّت بيشتر ادامه دادند ، بطورى كه مردم و دانشمندان همه از اين افراطها به جان آمده بودند ، و از اين تنگنا راه فرارى مىجستند . معتصم اقدام ديگرى نيز كرد ، و آن استخدام تركان ماوراء النّهر ، نخست به عنوان نگهبانان مخصوص خلافت و سپس به عنوان سرداران و سربازان حرفه‌اى ، به جاى ايرانيان و اعراب بود ، و تنها بدين وسيله توانست برخى از قيامهاى ملى و مذهبى را به شدّت سركوب كند . الواثق نيز همچون مأمون و معتصم خود را پيرو معتزله مىدانست و روش او هم در سركوب همان بود ، كه ناگهان . . .

دورهء دوم عبّاسيان و حاكميّت اهل حديث

چنان كه اشاره شد ، عبّاسيان با شعار گرفتن انتقام خون حسين و گرفتن حقّ آل محمّد از بنى مروان ، و وعدهء به اجرا درآوردن مساوات قانونى اسلامى در ميان ايرانيان و اعراب و ديگر ملتهاى به اسلام درآمده ، و با لشكر جرّار خراسان قيام كردند و بنى مروان را ريشه‌كن ساختند ، ليكن به جاى آل على خود بر مسند خلافت نشستند و به جاى امپراتورى امويان ، شاهنشاهى عبّاسيان را نشانيدند ، و به جاى اعراب متعصّب و نژادپرست ، ايرانيان را به عنوان وزير و مشاور و سردار برگزيدند . همين امر باعث شد كه ايرانيان پيوسته به دنبال صاحبان اصلى حق باشند و پنهان و آشكار با آل على تماس بگيرند ، و در برابر استبداد مطلقه و تجمّلات و عيّاشيهاى خلفا نخست اعتراض و سپس قيام كنند ؛ در نتيجه ميان اعراب و ايرانيان اختلاف و كينه‌توزى ايجاد شود ، خليفه خاندانهاى ايرانى را يكى بعد از ديگرى سركوب كند ، و باز هم دست نياز به سوى همين ايرانيان مدير و مدبّر و با فرهنگ دراز كند ، اعراب خواستار بازگردانيدن شكوه و قدرت دوران اموى خود برآيند ، و ايرانيان نه‌تنها خواستار حفظ شكوه و جلال به دست آورده در دولت جديد باشند ، بلكه گاه در انديشهء نوزايى مجد و عظمت ساسانيان و از ميان برداشتن اعراب نيز برآيند . اين جريانها باعث برافروخته شدن قيامها و انقلابهايى در
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 486 | جمعى از نويسندگان