لحاظ فرهنگى - متوجّه آل على بود ، و به محض اينكه فرصت ديگرى به دست آوردند خواهرزادهء خود مأمون را يارى كردند و امين عربگرا را از سر راهش برداشتند و مأمون را ناچار كردند كه براى جلب رضايت بيشترشان دست يارى به سوى امام على بن موسى دراز كند و از او بخواهد كه در سمت ولايتعهدى به تبيين فرهنگ اسلامى بپردازد ، بدان اميد كه امام رضا بدين وسيله در كارهاى علمى و فرهنگى فرورود و او خود به كار سياست و ادارهء امور بپردازد و با فراغ خاطر به تحكيم و تثبيت قدرت خود در ميان ايرانيان و غير ايرانيان دست زند ، بويژه كه امام رضا شرط پذيرش ولايتعهدى را عدم دخالت در امور اجرائى و سياسى قرار داده است . پس اين شخص عالم براساس فلسفههاى يونانى و ايرانى ، همچون معتزله ، به بحثهاى علمى و مناظرههاى مذهبى با پيروان اديان ديگر ، از كنفوسيوسىها و هندوئيها گرفته تا زردشتيان و يهوديان و مسيحيان و فرق گوناگون اسلامى ، مشغول مىشود ، و مأمون هم اعتبار علمى و فرهنگى به دست مىآورد ، و هم از جهت سياسى آسودهخاطر مىشود . غافل از اينكه اگر امام رضا تا اين اندازه ساده و خام بود لقب عالم آل محمّد ( ص ) را ، به حقّ ، به خود اختصاص نمىداد . امام رضا فرصتى به دست آورده بود تا آنچه را جدّش رسول خدا كاشت و بوسيلهء نياكانش با خون و گفتار و علم و حلم و وسائل ديگر آبيارى و بارآورى شد ، بدرود ، و در ميان هياهوى بسيار فرهنگهاى وارداتى و التقاطى ، معارف ناب قرآنى ، و سنّت زندگىبخش نبوى ، و آموزشهاى انسانساز علوى و فرهنگ ژرف و گستردهء جعفرى را به تشنگان حقيقت عرضه دارد ، و با نشان دادن لعل و درّ ، خرمهرهها و خزفها را رسوا كند ، و به مردم نشان دهد كه عمل مأمون با عقيدهاش سازگار نيست ، و فرهنگش با دانش و بينش اسلامى هماهنگ نمىباشد . و همين برنامه بود كه تحمّل مأمون و ديگر برنامهريزان را از بين برد ، و آنان را مجبور كرد نقاب سياستبازى و رياكارى از چهره برگيرند و آن كنند كه از چنو مردانى انتظار مىرفت .
اگر مأمون ويژگى آزادانديشى تشيّع را تاب نيارست آوردن ، ليكن در گرداب خردگرايى افراطى معتزله گرفتار آمده بود و از بندش رهايى نمىتوانست آورد ؛ لذا در تمام مدت عمر همين روش را دنبال كرد و با تأسيس بيت الحكمة ، بيش از پيش به ترجمهء علوم و فلسفههاى ديگران اقدام كرد ، و حتّى براى يكدست كردن فكر و فرهنگ ، « محنة » يا دستگاه تفتيش عقايد خود را برپا ساخت ، و يكى از قربانيان آن احمد بن حنبل امام
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 485
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٤٨٥