تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
حادث است و خلق شده است ؛ و خدا را نمىتوان با چشم سر در روز قيامت ديد . معتزله براى اثبات گفته‌هاى خود از فلسفهء ايران و يونان و عقل استفاده مىكردند ؛ در نتيجه عقل را به مقام مقدّسى فوق همهء وسائل شناخت - و گاه برتر از وحى - بالا برده بودند ، و پناه جستن معتزله به علم و عقل و فلسفه باعث رواج علم كلام و فرهنگ عقلى در بين مسلمانان شد ، و با انقراض بنى اميّه ، همين طرز تفكّر در ميان بنى عبّاس پذيرفته گرديد ، و حتى مأمون به شدت در ترويج و گسترش آن هم تلاش كرد ، و با اينكه خود پرورش‌يافتهء مكتب تشيّع بود ، - كه در ذيل همين مبحث بدان اشاره خواهد شد - ليكن منافع حكومت او اقتضا مىكرد مكتب اعتزال را ترويج كند ، و پس از وى معتصم و واثق نيز مروّج اين مكتب بودند ، و بر طبق رسمى كه مأمون ايجاد كرده بود ، دستگاه تفتيش عقايد يا « محنة » همچنان پابرجا بود ، و هر دانشمندى را كه با اصول عقايد معتزله مخالف بود به زدن و زندان و گاه كشتن محكوم مىكردند ، تا اينكه متوكل در 232 ق به خلافت نشست ، و از نظر سياست و فرهنگ و مذهب اوضاع دگرگون شد .

جريان فرهنگ و انديشهء تشيّع

اين مجمع گرانقدر براى بزرگداشت و بررسى آثار يكى از استوانه‌هاى فكر و فرهنگ امّت مسلمان تشكيل شده است ، و شايسته نيست كه مسائل مورد اختلاف مسلمانان - آن هم در چنين شرايط حسّاس - مطرح شود ، و اميد آن است كه اين جريانهاى فرهنگى و بررسيهاى علمى زمينه‌اى شايان براى يكپارچگى مسلمانان و برخورد سالم و درست انديشه‌هاى گوناگون آنان فراهم آورد و آنچه در اين نوشتار مطرح مىگردد ، صرفا جنبهء بررسى علمى دارد ، نه اثبات حقّانيت مذهبى يا ابطال فرقه‌اى . غرض آنكه در اين نوشتار كوتاه اشاره‌اى به جريان فرهنگى تشيّع در روند تاريخى سه چهار سدهء نخست اسلامى مىشود ، تا در پرتو آن ، عصر موردنظر ( دورهء دوم عبّاسى ) را بهتر بتوان شناخت و به علل شيوه‌هاى فكرى و فرهنگى آن دوره عميقتر بتوان پى برد . فرهنگ تشيّع در چند نمود برجسته از تاريخ اسلامى جلوه‌گر است : نخست در سخنان و نوشته‌هاى امام على بن ابى طالب ( ع ) ، كه بعدها گزيده‌اى از آن آثار در كتابى به نام با مسمّاى « نهج البلاغه » پرتوافكن شد ، سپس در گفتار و رفتار امام جعفر بن
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 482 | جمعى از نويسندگان