ذمّتى بما اقول رهينة و انابه زعيم ؛ انّ من صرّحت له العبر عمّا بين يديه من المثلات ، حجزته التّقوى عن تقحّم الشّبهات .
( نهج البلاغه / خطبهء 16 )
پيمان خود را در گرو آنچه مىگويم قرار مىدهم و ضمانت و پايندانى آن را به عهده مىگيرم ؛
بيگمان هر كس كه به روشنى از پيشامدهاى تاريخى و سرانجامهاى بد امتها در گذشته ، درس بياموزد ، و پيوسته آنها را در نظر داشته باشد و به ژرفى در آنها نگرد ، و قوانين و نواميس حركت مجتمعها را از آن حوادث تاريخى دريابد ، پروادارى از فرو غلتيدن كوركورانهء او در جايگاههاى شبههناك بازمىدارد .
اگر رخدادهاى اجتماعى و فردى را به شكل خام نقل كنيم ، تاريخنگارى كردهايم ؛ و در صورتى كه اين رخدادها را مورد تجزيه و تحليل قرار دهيم ، چگونگى و چرائى آنها را بررسى كنيم ، و سود و زيان اجتماعى و جنبههاى مختلف آن را به ارزيابى بنشينيم ، تاريخ تحليلى عرضه كردهايم .
و چنانچه از اين تجزيه و تحليل و بررسى و ارزيابى قواعد و قوانينى به دست آريم ، فلسفهء تاريخ را در اختيار گذاشتهايم .
شايد در هيچ مكتبى به اندازهء اسلام ، و در هيچ كتابى به اندازهء قرآن - و به تبع آن
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 479
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٤٧٩