تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
دريابيم : پيامبر اسلام ، پيامبر آگاهى ، و قرآن پيام بيدارى بود ، و پس از پيامبر تا سال چهلم اين وضع كم و بيش ادامه داشت . ليكن بنى اميّه چنين وضعى را تحمل نمىتوانستند كرد و آگاهى و بيدارى با موجوديتشان در تضاد بود ؛ لذا به خواب كردن بيداران ، بريدن زبانها و شكستن قلمهاى بيداركننده همّت بستند . با ايجاد دستگاه امپراتورى از نوع امپراتورى روم شرقى ، با ايجاد خفقان ، تحريف حقايق ، تبليغات شديد در جمعه‌ها و جماعات و به وسيلهء شاعران و محدّثان ، در جهت تثبيت پايه‌هاى قدرت و حاكميت و سلطنت خويش كوشيدند ، و لذا چاره‌اى نداشتند جز اينكه طرز تفكّر جبريگرى را ترويج كنند ، و به وسيلهء محدّثان دربار و دانشمندان جيره‌خوار مردم را وادار به پذيرش ولايت مطلقهء شخص خود كنند و ستمها و مال مردم‌خوريها و حقبريهايشان را خواست خدا بدانند ، و مشيّت خدا را قضاى تغييرناپذير و قدر حتمى تعبير كنند و دست و پا و اراده و عقل بندگان را بسته در تقدير و گردنهايشان را در برابر آنان اسير بينگارند .

مرجئه و معتزله

اين توطئهء فرهنگى - سياسى در وجود عده‌اى به نام « مرجئه » پيدا شد كه عقايدشان بر دو اصل استوار بود : نخست اينكه هر كس شهادتين را به زبان آورد مسلمان است و گناهان كبيره هم به ايمان او زيان نمىرساند و هر جنايتى مرتكب شده نبايد او را رسوا كرد و حتى به وى بد گفت ؛ خدا خود بهتر مىداند كه چه رفتارى با او بكند ؛ و ديگر اينكه از امام مسلمانان بايد اطاعت كرد ، به حق روى كار آمده باشد يا به ناحق . اينان ياران معاويه بودند و مأمور توجيه جنايات و انحرافات او و تحميق مردم . در برابر اين طرز تفكّر ، و اصل بن عطا شاگرد حسن بصرى ( متوفى 110 ه . ق ) واكنش نشان داد و مذهب كلامى معتزله را پايه‌ريزى كرد و ترويج داد . معتزله كه يك انديشهء واكنشى بودند راه افراط در پيش گرفته بر خلاف مرجئه كه سخنگويان مذهب رسمى سنّت و جماعت بودند و جبريگرى را ترويج مىكردند ، اعلام داشتند كه اعمال انسان ارادى و اختيارى است و عدل حاكم بر جهان آفرينش اقتضا مىكند كه انسان مسئول همهء اعمال خود باشد ، و در برابر اين مسئووليت اختيار كامل داشته باشد ؛ قرآن هم
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 481 | جمعى از نويسندگان