تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
شكوفاى اسلامى ديناميسم ( - پويايى ) لازم و همه‌جانبه اجتماعى را نداشت ذات انسانى و ابتكار علمى و ذوقى وى كه وديعه‌اى الهى و فطرى بود ، هيچگاه بدين شكوفايى نمىرسيد و چه بسا ، بسان بسيارى ديگر كه در دوره‌هاى تعصب و تقشر و تقشف زاده شدند ، بيش از آنكه خود و خصائل معنوى و فرهنگى خود را نشان دهند ، به قول آن انديشه‌گر نيشابورى ، « نابوده به كام خويش نابوده شدند » . 133 طبرى از آغازگران نهضت علمى تاريخنگارى اسلامى به شمار مىرود و بتحقيق كارى بىنقص و كامل و حتى نزديك به كمال هم نمىتوان از او توقع داشت . آنان كه در روزگار علمى امروز جهان با پيشرفت عظيم دانش‌هاى انسانى و اجتماعى خاصه تاريخنگارى عينى ، آشنايى دارند و تاريخ و سير تحولات تاريخى را مىشناسند ، از طبرى نبايد آنچه را طلب كنند كه مىتوان از تاريخدان امروز تقاضا كرد . گمان مىرود طبرى با آن همه هوش و حافظه و ابتكار و دقت‌نظر و ممارست اگر امروز زندگى مىكرد ، خود بر اخبار الرسل و الملوك و بخش‌هاى تاريخى تفسير قرآن و كتابهايى از اين نوع خرده مىگرفت و اگر به نگارش تاريخ دست مىيازيد ، ميراثى را براى بشر به يادگار مىگذاشت كه تا قرنها جاودانه مىماند . و نيز چه كس مىداند كه اگر طبرى در هزار سال آينده ديده بر جهان مىگشود ، چه‌بسا بسيارى از سخنان كنونى ما ، كه اعتقاد جمعى بر آن است كه بر پايه‌هاى دانش مبتنى است ، در آن زمان در زمره اباطيل به شمار آيد . ابن اثير بر استاد خود طبرى ايرادها گرفته است كه بدان اشاره شد ، اين امر بسيار عادى است . هرودت مورخ يونانى ( 484 - 420 ق . م ) كه پدر علم تاريخ نام گرفته است ، آنچه را ديده و شنيده و خوانده بود ، به تحرير كشيد و بيادگار گذاشت . اما استرابون ( 58 ق . م - 25 م ) اعتقاد ورزيد كه در كتاب استاد « ترهات بسيار است » به اين دليل كه « با عقل جور درنمىآيد » اما نه وى و نه ابن اثير مقياس و معيار « عقلى بودن » را بيان كرده‌اند و پرسش تازه اين است كه آيا آنچه روى مىدهد عقلى است ؟ آنچه عقلى است حتما قابل تحقق است ؟ 134 علاقه‌مندى به طبرى زمانى به كمال نزديك مىشود كه در تحليل احوال و آثارش آنچه واقعيت دارد بيان گردد و وى كوشيده است تا سخنانش معتمد و معتبر به شمار آيد و نسبت به امور سياسى و جريانهاى عصر خود كمتر دلبسته باشد ، اما نسبت به زندگى