آبخوستى سكونت پيدا كردند ، او كه شناگر قابلى بود ، به جزيرههايى چند رسيد و در هر يك از آنها علمى برافراشت ، تفسير قرآن ، فقه و شريعت ، حديث و تراجم ، و در يكى از آنها با نگارش تاريخ الرسل و الملوك ، درفش تاريخنگارى ، كه در بعد زمانها ، و سير مكانها ، سفيهپيمايان در ساحلش همه گاه لنگر انداختند و يافتههاى فراوانى به ارمغان بردند .
نولدكه مطلبى دارد كه شايد بخش اول آن به درستى ثابت نباشد ، اما بخش ديگرش به واقعيت بسيار نزديك است . وى مىنويسد :
« طبرى بيشتر با علوم نقلى دينى سروكار داشت و خود اهل تحقيق نبود و حتى اهل انتقاد تاريخى به آن معنى كه در نزد بعضى از دانشمندان ايرانى آن قرن معمول بوده است ، نيز نبوده است . تاريخ او التقاط مواد مطالب فراوانى است كه با كوشش فوق العادهاى فراهم آمده است . مطالب منابعى كه با يكديگر اختلاف داشتهاند ، در آن تحرير و تهذيب نشده است ، بلكه در كنار يكديگر گذاشته شده است » . نولدكه اضافه مىكند : « اما همين وضع ، ارزش كار او را در نظر ما تا اندازهء زيادى بالا برده است . زيرا با اين ترتيب اخبار كهن مطمئنتر و موثقتر از آن بدست رسيده است كه مورخى براى تعديل آن رنج و كوشش به كار مىبرده است » . 132
آرى ، آن مرد طبرستانى ، بر قله اخبارنگارى جهان نشست و از چهارسوى تا بىنهايت نظر افكند و احوال فرزندان آدم و سرگذشت پيامبران و خسروان ، برانگيختگان آسمانها و زمينها را به خامه درآورد و جاودانه به يادگار گذاشت . طبرى فرزانهاى بود كه در ابعاد چندگانه علوم زمان خود ، به پژوهش و بررسى پرداخته است اما آنچه در اين مقاله مورد توجه قرار داشته است ، مورخ بودن اوست و در اين امر آنچه بيشتر جلبنظر نگارنده را كرد روش كار او در شناخت منابع و گزينش وقايع و تركيببندى آنها و تحقيق اتخاذ مواضع بود .
راستى اين است كه طبرى اين همه هنرنمايى را در شرايط و موقعيتى انجام داد كه علوم و معارف اسلامى زمينههاى اجتماعى و فرهنگى انجام آن را فراهم ساخته بود و بىآنكه اصالت شخصيت طبرى به انكار كشيده شود و گوهر ذاتى و بنياد معنوى دانشخواهى او فراموش گردد مىتوان به اين باور رسيد كه اگر تاريخ فرهنگى آن عصر
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 463
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٤٦٣