چون محدثى بود كه جز حديث چيزى نشنيده باشد و مثل فقيهى كه بجز فقه چيزى نداند و شبيه يك نحوى كه معرفت به چيزى جز نحو نداشته باشد و همانند محاسبى كه جز حساب چيزى درك نكند . وى به انواع عبادت واقف و عامل و در اصناف علوم كامل بود . هرگاه آثار او با آثار ديگران سنجيده شود برترى او ادراك مىشود . چيزى كه هست ، شهرت او در فقه و تفسير و علوم قرائت قرآن بر جنبههاى ديگرش رجحان مىيافت » . 94
در مورد اثربخشى تاريخ طبرى ، از لحاظ محتوا بر مورخان پس از طبرى محمد ابو الفضل ابراهيم مىنويسد :
« اين كتاب را براساس برنامه پيشبينى شدهاى طرحريزى نموده و آن را با روش استقرايى و جامع نگاشته است . رواياتى كه در اين كتاب ايراد نموده از حيث دقت و امانت و اتقان به حد اعلاى تصور بالغ گرديده ، آنچه را مورخين پيش از وى از قبيل يعقوبى و بلاذرى و واقدى و ابن سعد نگاشتهاند ، تكميل نموده و راه را براى كسانى از زبان بيگانه ، چون اشعار فارسى براى او اصلى تخلفناپذير بشمار مىآمد . به ظاهر ، مهمترين رويدادهاى هر سال در مكان نخست جاى مىگرفت . بندرت تنظيم مطالب به ترتيب نام حاكم جايگزين تنظيم وقايع نگاشتى مىشد . بطور عمده ، سرگذشتنامههاى متعدد خلفا در پايان دورهء خلافتشان مىآمد . چنين به نظر مىرسد كه سياهه نامهاى صاحبمنصبان و مقامات رسمى براى طبرى متكلم ، نسبت به تاريخنگاران دنياگرا ، اهميت كمترى داشته است . آنگونه كه انتظار مىرود ديدگاه مؤلف از عصرش بىكم و كاست ديدگاهى بغدادى است و نگرش حكومت مركزى را منعكس مىكند . هرجا كه بتوانيم به تطبيق شيوهء ارائه مطالب طبرى با مؤلفان داراى جهاننگرى مختلف ، مثلا تاريخ طولونى ، بپردازيم اين واقعيت آشكار مىشود . در ظاهر ، گاه تفصيلات نامطلوب و مخالف عباسيان حذف شده است . اخبار وفيات ، مگر در مورد شخصيتهاى مهم تاريخى ، در اين تاريخ جايى نداشت . كتابى ويژه با عنوان ذيل المذيل به بررسى سرگذشتنامههاى نخستين مسلمانان پرداخت » . 96
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 449
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٤٤٩