تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
و الملوك ] بشناسد ، اعتراف خواهد كرد كه وى در عصر خود كارى معجزه‌آسا از پيش برده است و او مورخى است كه در عصر خود در روى زمين ثانى و همتا نداشته است ، زيرا ذره‌اى از اخبار و اطلاعات معتنابه عصر خود را فروگذار نكرده است » . 90

باب چهارم تاريخنگارى بعد از طبرى

مقدمه

به همان‌سان كه ابو جعفر محمد بن جرير طبرى ، به گونه پديده‌اى از تاريخنگارى آغازين اسلام در پهنه فرهنگى جهان ظهور كرد و ريشه در بسيارى از كانونهاى معارف اسلامى و انسانى داشت خود او نيز ، چون عامل فرهنگى و مكتب اثربخش تاريخى ، در مورخان و اصحاب تتبع كه پس از وى ظهور كردند ، مؤثر واقع شد . تأثيرات طبرى در تاريخنگارى مسلمانان در دو زمينه روش و محتوا تبلور يافته است . روزنتال مىنويسد : « تاريخنگارى وقايع نگاشتى ادامه صورت خاصى از تاريخنگارى سال شمارى [ - زمانى ، مسلسل ] است . رويدادهاى گوناگون سال خاصى ، زير عنوانهايى چون : « در فلان سال » يا « آن‌گاه كه فلان سال رسيد » يكايك شمرده مىشود . گزينش ميزان جزئيات توصيفى همراه حوادث ، به عهده مؤلف گذاشته مىشود . اين صورت ارائه تاريخى ، در زمان مورخ بزرگ طبرى كاملا تكامل يافت . تاريخ او براى نخستين بار در دهه اول قرن دهم ميلادى منتشر شد و تا سال 302 يا 303 هجرى ( 15 - 914 ميلادى ) ادامه يافت » . 91 بىشك در رشد و خلاقيت علمى طبرى ، موقعيت فرهنگى و اجتماعى عالم اسلام را در آن روزگار بايد در نظر گرفت ؛ شرايط خاص تاريخى كه در آن به قول ملك الشعراى بهار « نهضت عقلى و حدث اذهان و قرايح به حد كمال خود رسيده و علوم هنوز در عالم اسلامى خريداران بسيار داشت » 92 و اگر سخن ابن اسفنديار درست باشد ،