شناخت مردم زمانه و معاصران نيز از طبرى چشمگير قبيل مسعودى و ابن مسكويه و ابن خلدون كه پس از وى آمدند بىمانع و هموار ساخته است » . 95
روزنتال گامى فراتر نهاده و نه تنها از لحاظ محتوا بلكه از لحاظ روش و دقت و بصيرت نيز تاريخ طبرى را ستوده و چنين نوشته است : » تاريخ عالم طبرى ، در مقام قياس ، مهمتر از تاريخ يعقوبى بود كه پس از چندى به دست فراموشى سپرده شد . طبرى وسواس ، و درازنفسى خستگىناپذير يك متأله ، دقت و نظم دوستى يك فقيه دانشمند و بصيرت سياسى يك سياستمدار حقوقدان را در اثرش عرضه كرد . چنين خصايصى ، مايه احترام عميق و روزافزون نسبت به محافل مسلمانان و اهل سنت بود . بنابراين طبيعى بود كه كتاب تاريخ وى هرگز از اعمال نفوذ و تأثير حيرتآور بر تاريخنگاران آينده ، به منزله نمونه چگونگى نگارش تاريخ ، باز نايستاد . بخش تاريخ پيش از اسلام آن به ارائه همزمان تاريخ اسلامى شده ، اهل كتاب ، تاريخ عرب و تاريخ ايران محدود مىشود . به افق تاريخى و فرهنگى كه در زمان زندگانى طبرى گسترش يافت ، هيچ عنايتى نمىشود .
داستان حضرت محمد ( ص ) از نمونهاى سيرهاى پيروى مىكند . هر چند پس از هجرت به مدينه ، ترتيبى وقايع نگاشتى دنبال مىشود و از آن پس بدون كمترين تغييرى ادامه مىيابد . رويدادهاى هر سال به شكل « خبر » عرضه مىشود ، و با دقت نظر به منابع و مآخذ و سلسله راويان اشاره مىگردد . هرجا روايت مختلفى از رويدادى وجود داشت كه طبرى ذكر و حفظ آنها را با ارزش و لازم مىدانست ، آنها را مىگرفت و در كنار هم در كتابش ذكر مىكرد . درستى و وفادارى نسبت به متن روايت شده حتى در مورد نقل قولهايى از بوده است . وى مىنويسد :
« محمد بن جرير الطبرى ، مؤلف كتاب الذيل و المذيل ، و كتاب تفسير القرآن و معانيه و كتاب التاريخ ، مذهب و طريقت او معتقد خلايق و اتفاق علما ، كه مثل او در هيچ طايفه نبود و مسطور است در كتب كه بر در سراى او به بغداد چهارصد استر برشمردندى از آن ابناء خلفا و ملوك و وزراء و از اين جمله سى استر هر يك با خادم حبشى بودندى كه به اقتباس پيش از او شدندى » . 93
البته چند جنبهاى بودن طبرى و وسعت دانش او در زمينههاى گوناگون ، نزد كمتر مورخى ديده شده است . براستى او « همانند قارى قرآنى بود كه چيزى جز قرآن نداند ، و
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 448
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٤٤٨