تنبل بوده است و كتاب او را به « امعاء و احشاى هيولايى » تشبيه كرده است كه « طعمههاى خود را دست ناخورده در ميان خود حفظ مىكند » . اما همو تاريخ طبرى را « مجموعه مهمى » مىداند كه « تفاصيلى گرانبها و غالبا دلنشين درباره زندگى اجتماعى ، خلقيات ، زبان و فولكلور دربردارد » و نتيجهگيرى مىكند كه مؤلف تاريخ الرسل و الملوك « بر خلاف آنچه از تاريخش برمىآيد ، دايره ديدش آنقدرها هم محدود نبوده است . » 86
نتيجهگيرى
آشنايى با اصول و روشهاى تاريخنگارى طبرى از يكسو در پيوند با شناخت همهء آثار ، انديشهها و برداشتهاى مذهبى او و از سوى ديگر در معرفت به امر تاريخنگارى اسلام و تحول و رشد آن است و بتحقيق بررسى كتاب تاريخ الرسل و الملوك به گونه يك پديده فرهنگى بايد در اين ارتباطها قرار گيرد .
تاريخ طبرى كه از همان آغاز تأليف در سراسر جهان اسلام شهرت و اعتبار يافت و ذيلها بر آن نوشته شد و به شيوههايى خاص به زبانهاى چندين ملت مسلمان ترجمه گرديد ، از قرن شانزدهم به بعد جنبه جهانى پيدا كرد و به مرور به شيوههايى چند به زبانهاى اروپايى نيز درآمد و متن كامل آن به حليه طبع آراسته شد و توسط مورخان دانشمند اروپايى و خاورشناسان اعم از اسلامشناس و ايرانشناس ، مورد پژوهش و نقد علمى قرار گرفت .
تاريخ الرسل و الملوك ، كتابى است كه منزلت آن از تاريخهاى محلى و سلسلهاى و دورهاى كه پارهاى از آنها بسيار مهم نيز هستند ، بالاتر رفته است و بگونه تاريخ عمومى كل جهان شناخته شدهء مؤلف را به تحقيق و تحرير كشيده است و به همين دليل طبرى « تاريخ را تاريخ يك قوم نمىداند ، بلكه تاريخ را بهطوركلى ، تاريخ بشر و بالاتر از آن تاريخ آفرينش مىداند و به همين جهت در آغاز كتاب از مسأله زمان و ماهيت آن بحث مىكند » . 87
كتاب اول تاريخ طبرى بر روى هم موضوعى و دورهاى و سلسلهاى است ، اما كتابهاى ديگر كه مربوط به تاريخ اسلام است برحسب سنوات تنظيم يافته است . 88