درستى را ادا كرده است و همه آن را قبول دارند ، اما وقتى مىگويد « اينها ( مخبران و ناقلان ) نبايد استنتاج عقلى يا استنباط ذهنى را در آن دخالت دهند » 77 اندكاندك اختلافات شروع مىشود كه در جاى خود از آن گفتگو خواهد شد ، لكن اين سخن طبرى كه به نظر صادقانه مىرسد مىتواند بيشتر بحثانگيز باشد : « اگر من در اين كتاب از برخى مراجع نقل كردهام كه خواننده منكر شود و يا شنونده را ناخوش آيد به اين سبب كه نداند چگونه امكان دارد چنين خبرى راست و درست باشد ، بايد بداند كه اين خبر از خود من برنخاسته بلكه از كسانى است كه خبر را براى من نقل كردهاند و من آن را به همان سان كه به من رسيده ، در اين كتاب آوردهام » . 78
براى شناخت دقيق طبرى نخست بايد ارزشهاى حاكم بر تاريخنگارى علمى زمان حاضر را فراموش كرد همچنين در نظر داشت كه پارهاى از ماجراها و اعتقادات مذهبى ، خاصه رويدادها و باورهاى شيعى زمانها پس از مرگ طبرى ، تكون يافته و اندكاندك آشكار گرديده است ، و جايگاه علمى منابع و مآخذ كتاب تاريخ الرسل و الملوك نيز در طول زمانهاى طولانى و پژوهشهاى مقايسهاى و تطبيقى ، معلوم شده است . امروز كه كتابخانهها ، آرشيوها ، كامپيوترها و دهها وسيله تحقيقاتى ديگر موجود است ، نمىتوان به صحت رويدادها ، اعتقاد جازم داشت ، چگونه مىتوان باور كرد آنچه طبرى نوشته است درست باشد ؟ در زمان ما كه وقايع جارى ، با بودن انواع فرستندهها و خبرگزاريها و شبكههاى گوناگون خبرى و ماهوارهها و جز اينها ، خلاف واقع جلوه مىكنند ، به چه دليل مىتوان معتقد شد كه ناقلان اخبار و مخبران رويدادهاى تاريخ طبرى در آن روزگار ، واقعيتها را گفته باشند ؟ بتحقيق نمىتوان تاريخ الرسل و الملوك و هيچ تاريخ ديگرى را وحى منزل دانست . به همين دليل پژوهشگران ما كه گاه مىگويند طبرى « عقايدى شخصى ابراز داشته است كه موجب برخى انتقادها و حتى آزارها شده است » 79 ، يا اينكه « تكيه بر مورخى چون طبرى گرچه براى مورخان از جهاتى سودمند بود ولى هيچ كس نمىتواند منكر زيانهاى اين كار بشود . مورخى چون او كه خلفاى وقت را به عنوان اولوا الامر مىپذيرفت ، هرگز نمىتوانست نسبت به انقلابها و شورشهايى كه عليه نظامهاى مورد پذيرش او رخ مىنموده است خوشبين باشد و از آنها به نام فتنه و خروج ياد نكند » 80 اين گفتهها و گفتههاى نظير آنها قابل تأمل هستند .
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 443
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٤٤٣