تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧

ج - نفوذ فرهنگى ايران

بحث از اينكه در ايران باستان ثبت و ضبط سرگذشتهاى بزرگان و رويدادهاى اجتماعى و سياسى چگونه بوده است ، فرصت ديگرى را مىطلبد ، ممكن است سخن برتولد اشپولر (
relupS . B
) كه مىگويد « تاريخنگارى ظاهرا در نظر ايرانيان در دوره پيش از اسلام اهميت چندانى نداشته است » 10 تا اندازه‌اى درست باشد اما در اينكه در نظام ديوانى هخامنشيان ، فزون بر سنگ‌نوشته‌ها ، دفترهاى رسمى ضبط وقايع و بايگانى نامه‌ها و اعلانها و گزارشها وجود داشته ، ترديدى وجود ندارد 11 و در دوره‌هاى بعد بويژه عهد ساسانيان داستان‌سرايى و ذكر پاره‌اى از حوادث تاريخى هر چند به گونه گزارش كارهاى قهرمانان و افراد برجسته ، توسعه يافته و تا دوره اسلامى توسط گروه ممتاز « دهقانان » ادامه داشته و در تاريخنگارى مسلمانان اثر گذاشته است . بطورى كه عبد الجليل صاحب كتاب تاريخ ادبيات عرب مىنويسد : « [ در ادبيات عرب ] تنها تأثير بيگانه‌اى كه ممكن است وجود داشته باشد آن است كه از برخى كتابهاى فارسى سرچشمه گرفته ، زيرا مقدارى از تواريخ خاندانهاى شاهى ايران از همان آغاز ترجمه شده بودند و ممكن است در تدوين نخستين روايات تاريخى تازى تأثير داشته باشند » 12 اين آثار شامل ترجمه‌هاى ابن مقفع ( 140 ق / 757 م ) در مقوله آئين‌نامه‌ها و خداىنامه‌ها و ترجمه بلاذرى از عهد اردشير و بسيارى اندرزنامه‌ها و شاهنامه‌ها ، وسيله ديگران است كه از پهلوى به زبان عربى درآمدند و هماهنگ با روايتهاى شفاهى در نوشتارهاى تاريخى مسلمانان نفوذ كردند 13 . ناگفته نماند كه بسيارى از داستانهاى باستانى و پهلوانى ايران ، توسط ايرانيان ، از طريق يمن و نواحى غربى كشور ، در جامعه عرب رخنه كرده بود ، كه نشانه‌هاى آن در حيات رسول اكرم ( ص ) نيز ديده شده ، و بخشهاى ديگر پس از فتوحات و توسعه اسلام مشهود گرديده است و مورخان بزرگ ايرانى چون بلاذرى ، طبرى ، دينورى و بيرونى و جز آنها ، اخبار تاريخى اين قوم را براى استفاده همگانى به زبان عربى در سرتاسر جهان اسلام انتشار داده‌اند و بتحقيق مىتوان باور داشت كه اگر توانمندى فرهنگى تاريخنگارى در ميان ايرانيان وجود نداشت نخستين و برجسته‌ترين
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 417 | جمعى از نويسندگان