آنها جنبههاى ادبى پرتوانتر از شناخت عينى گذشته بود . از هنگامى كه اعراب به فتوحات دست يازيدند ، اين نوع روايتها و نگارشها كه سهم قبيلهها و تيرهها را گاه متعصبانه نشان مىداد ، رواج بيشتر يافتند .
اعراب به علت دلبستگى به تبار و نياكان و « منزلت » يابيهاى اجتماعى ، در اين امر به گونه دانشى نانويسا ، دستى توانا داشتهاند و عدد تبارشناسان آن قوم كه در تبارشناسى نامآور شدهاند ، بسيار است . به تحقيق در اين مورد نيز ، تخيل و اسطورهگرايى و دور افتادن از واقعيتها ، رخنه كرده است ، اما با رونق مسلمانى ، و عنايت به عينيتهاى قومى ، شخصيتى و تكليفى ( - اجتماعى ) به مرور زمان تحولى گسترده و ژرفايى قابل اعتماد زير عنوانهاى طبقات و رجال و تراجم احوال و تذكره و جز اينها ، به وجود آمد .
كتيبههاى يمن و ديگر سنگنگاريهاى اعراب نيز توجه پارهاى از پژوهشگران ژرفانديش را به نشان وابستگى اعراب به تاريخ جلب كرده است ، اما فزونى حالتهاى تقدسى و مردمى اين آثار بر جنبههاى شناخت و راهنمايى ، گمانزنى در اين باب را كاهش مىدهد به طورى كه نمىتوان از آنها همسان ايام العرب و علم الانساب ياد كرد . 8
ب - منابع يهود و نصارا
نفوذ و پراكندگى قوم يهود در شهرها و منطقههاى تجارتى عربستان و تماس و برخورد آنان با ساكنان اين سرزمين ، همچنين رواج ديانت نصارا خاصه فرقه نسطورى ، در پارهاى منطقههاى شمالى و نقش جهانى امپراتورى روم به عنوان مدافع مسيحيت و روابط آن با مصر و حبشه و وجود راههاى بازرگانى از جنوب به شمال عربستان و مراودات و برخوردهاى فكرى حاصل از آن از زمانهاى دور گروهى از اعراب حضرى را با اين دو ديانت و تاريخ و سرگذشت انبياى آنها آشنا كرده و ايشان را متأثر مىساخت و همين امر زمينههايى را فراهم مىآورد كه پس از گسترش اسلام شناخت تاريخ ديانتهاى مذكور و پيامبران آنها كه در قرآن هم به پارهاى از آنان اشاره شده ، به نحوى دلپذير و نظاميافته با برخوردارى از منابع يهود و نصارا توسط سرگذشتنگاران مسلمان ( گهگاه در ارتباط با دستگاه خلافت ) به تحرير درآيد . 9