تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
تاريخى تحول و دگرگونيهايى يافته است كه به چگونگى آن در همين باب ، اشاره خواهد شد . بسيارى از محققان اروپايى و جديدا پژوهشگران شرقى به اهميت كارهاى عظيم فرهنگى و تاريخنگارى اسلامى مورخان مسلمان توجه كرده‌اند و اين امر كه از يكصد سال پيش آغاز گرديد ، در بسيارى از آثار شرق‌شناسان و تاريخ‌شناسان اروپايى تا زمان حاضر بازتاب علمى يافته است . آنان و به تبع آنان يا مستقل از آنان ، دانشمندان مشرق زمين نيز به اين باور رسيده‌اند كه اين مسأله علمى در دوره‌هاى مختلف تاريخى تحول بنيادى پيدا كرده و دقيقتر آنكه در هر سده و نيم سده هم داراى دگرگونيهايى بوده است . 6 بر روى هم تاريخ تاريخنگارى مسلمانان كه بىترديد با كليت فرهنگى جوامع و امت اسلامى در ارتباط است ، به سه دوره ممتاز و مشخص تقسيم مىگردد : نخستين دوره از آغاز پيدايش اسلام تا ويرانگريهاى تاتارها و مغولان و صليبيان ، كه منجر به از ميان رفتن وحدت نسبى عالم اسلام شد ( - عصر شكوفايى ) . دومين دوره روزگار آشفتگى تاريخى مسلمانان و فروريختگى فرهنگى آنان است كه تا دوران معاصر يعنى اوجگيرى سلطه‌طلبيهاى دول استعمارى ادامه داشت ( - عصر فترت ) سومين دوره ، يا زمان حاضر كه كمابيش از زمان آشنايى با تمدن مغرب زمين ، و رشد جنبشهاى خودآگاهانه ملى و اسلامى و توسعه حركتهاى فرهنگى آغاز شده است ( - عصر بازيابى ) روشن است كه اين نوشتار در ارتباط با نخستين دوره تاريخنگارى اسلامى و به‌طور دقيق ، از آن زمان كه مسلمانان در صحنه تاريخ انسان ، نه‌تنها به گونه انسانهاى تاريخ‌ساز ، بلكه به عنوان فرزانگان تاريخنگار ، موجوديت خود را اعلام داشته‌اند شكل يافته است . اما اين دوره خود به چند مرحله و چند نوع و چند شيوه تاريخنگارى در چند زمان و چند حوزه منقسم است كه هر بخش از آن به پژوهش جداگانه‌اى نياز دارد . نهضتى كه در شرق اسلام به نام تاريخنگارى آغاز شد و حيات فرهنگى آن در حدود هفت قرن تداوم داشت تا در غرب اسلام فرزانه‌اى تاريخدان و زيركى انديشمند ، به
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 414 | جمعى از نويسندگان