تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
نام عبد الرحمن بن خلدون ، پايان شكوهمندى آن را آشكار ساخت 7 ، داراى چهره‌هاى برجسته‌اى است كه ابو جعفر محمد بن جرير طبرى يكى از نام‌آورترين آنهاست . وى از برخاستگان دوره يكم يا عصر شكوفايى تاريخنگارى اسلامى است لكن در سرتاسر دورهء دوم تاريخنگارى مسلمانان كه در پيوند با چند مورخ سترگ شكل يافته ، تأثير طبرى همچنان پابرجاست و دوره سوم كه زمان ارزيابى مجدد آثار گذشتگان و آموختن از آنان با كاربرد شيوه‌هاى جديد علمى است ، باز هم بيش از همه وقت اين مورخ بزرگ مسلمان و ايرانى ، اهميت فرهنگى خود را آشكار ساخته است .

2 - شكل‌گيريهاى آغازين

پيشرفت اسلام و وحدت سياسى و حكومتى حاصل از آن و ادغام و همجوشى نسبى فرهنگها و پاره‌فرهنگها در تمدن جديد ، وضع و شرايطى را پيش آورد كه سبب شد انديشمندان جامعه وسيع اسلامى به گذشتهء اقوام و ملل اين قلمرو كم‌نظير تاريخى علاقه‌مندى نشان دهند و در شناخت آن كوشش نمايند . اين موقعيت نوين اجتماعى - تاريخى و نيازهاى فرهنگى برخاسته از آن ، هماهنگ با زمينه‌هاى عقيدتى و ايمانى كه در قرآن كريم و جوهر ديانت جديد وجود داشت ، عاملهاى بنيادى شتاب‌دهنده ، امرهايى بود كه بايد شكل‌گيريهاى آغازين تاريخنگارى مسلمانان را در آنها جستجو كرد . در اين مورد پژوهشهايى صورت گرفته كه البته همه گاه يكسان نيستند و استنتاجها و استنباطهاى چندگانه‌اى را دربردارند . آنچه بر پايه اسناد معتبر و تتعبات علمى نظر هر پژوهشگرى را جلب مىكند از اين قرار است :

الف - ريشه‌هاى عربى

اعراب نسبت به گذشته ، آثار و وقايع تاريخى خود علاقه‌مند بوده‌اند ، شرح پاره‌اى جنگهاى قبايل و تيره‌هاى ساكن در جزيرة العرب را كه به بهانه‌هاى كوچك برپا مىگرديد ، به گونه‌هايى بيان مىداشتند ، كه غالبا در آنها ( - ايام العرب ) بريدگى و بىزمانى موجود بوده است . به زبان ديگر داستانهايى شكل مىيافتند كه نه‌تنها فاقد « عنصر زمانى » بودند بلكه « استمرار تاريخى » را نيز نشان نمىدادند و بر روى هم در