- رواج توجيه مذهبى و عقيدتى
- نامشخص بودن مرزهاى اسطورهها و افسانهها از تاريخ
- توسعه گرايشهاى حماسى و قهرمانپرستى
4 - نقصهاى فرهنگى و علمى
در نتيجه :
- نفوذ خرافات و تشريح امور ناممكن
- رونق انواع تعصبات و ناتوانيهاى تحليلى
- بيان خوارق و تحليل لذتبخشانه
- محدوديت خردمدارى و خردگرايى تاريخى
- دسترسى نداشتن به منابع و دادهها و عدم شناخت چگونگى رويدادها
- آميختگى شعر و ادب با نگارش عينى
بر اين بندها شايد بتوان مطالبى ديگر افزود و پارهاى از آنها را غيرمستقيم در روند تاريخنگارى مسلمانان بازيافت و چگونگى آنها را در سير فرهنگى اسلام تبيين و تحليل كرد . 3
1 - تاريخنگارى در تمدن اسلامى و ادوار آن
يكى از دانشهاى بشرى كه در پرتو ظهور اسلام توسعه و شكوفايى پيدا كرد ، علم تاريخ به معناى گسترده آن است : در دوران برخوردهاى فرهنگى در عالم اسلام ، بسيارى از دانشها و انديشهها چون علم طبيعت و پزشكى و نجوم و رياضيات و جغرافيا ، همچنين فلسفه و باورهاى دينى و عقيدتى و جز اينها ، رونق يافتند و فرزانگان عالم اسلام با در دسترس داشتن ترجمه آثار مهم يونانى و سريانى و ايرانى و هندى در تأليف كتابهاى گرانبها و ماندگار ، سرآمد بسيارى از ملتهاى روزگار شدند كه اين امر خود بعدها عامل توسعه و جهشهاى علمى مغرب زمين و جهان گرديد . اما راستى اين است كه در تاريخنگارى ، مسلمانان خود مبتكر و مؤسس بودهاند و به زبان ديگر ، علم تاريخ ثمره فرهنگ و پويايى آن در ديانت و باورهايى است كه ريشه در آموزشهاى قرآنى دارد 4 . و در حركتهاى