تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
تا راه پيشرفت و تكامل اين دانش انسانى هموار گرديد . اين امر فرهنگى تا زمان طلوع خورشيد درخشان اسلام همچنان پويا و بردوام ماند و از بازتاب‌هاى و فرهنگى جامعه‌هاى گوناگون آن روزگاران صبغه‌ها پذيرفت و نيز در مسير برخوردهاى جهانى دگرگونيهاى فراوان در آن پديد آمد بطوريكه نمىتوان در اين خط علمى نقصها و نارواييها و ناهنجاريها را در جمع مختص يك قوم و ملت و تاريخنگاران آن شمرد ، به همان‌سان كه پيشرفتها و درست‌انديشيهاى تاريخى را نيز نمىتوان از آن يك قوم و ملت دانست . 2 اما آنچه از آغاز تاريخنگارى باستان تا زمان بنياديابى تاريخنگارى اسلامى بگونه جهش و تحول كم‌نظير فرهنگى در جهان ، را مىتوان به عنوان مميزات كلى ياد كرد و شايد در مقام مقايسه با دوران اسلامى و يافتن جايگاه فرهنگى ابو جعفر محمد بن جرير طبرى لازم باشد ، از اين قرار است :

1 - تعلق تاريخ به سرگذشت يك قوم و نژاد

در نتيجه : - تمايلات قوم‌مدارانه در نگارش - بيگانه دشمنى در تحليل - بيان احوال ديگر اقوام در پيوند با نيازهاى قومى - عينيت حيات جهانى در زندگى بسته قومى

2 - شكل‌يابى تاريخ در ارتباط با حكومت

در نتيجه : - پيوند مورخان با كانونهاى قدرت - فزونى تحليلهاى اعتبارى ( - بايدها ) در مسير سياست و سياستگران - دور ماندن از واقعيتها ( - بوده‌ها ) و آشنايى بر چگونگى آنها

3 - سلطه باورهاى ارزشى - اجتماعى

در نتيجه :
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 412 | جمعى از نويسندگان