باب يكم زمينههاى فرهنگى و اجتماعى تاريخنگارى اسلامى
مقدمه
از آغاز زندگى انسان ، توجه به گذشته نياكان و بزرگان خاندان و قوم و قبيله ، همراه با توصيفها و گاه تحليلهاى افسانهاى و غالبا برون از زمان معين و حتى مكان مشخص ، ذهن و تخيل افراد بشر را به خود مشغول داشته است ، با پيدا شدن هنر كتابت ، سومريان و آكاديان و آشوريان و بابليان ، نخستين اقوامى بودند كه حوادث مهم و رويدادهاى چشمگير خود را در الواح و كتيبهها ، به صورت دعا و نيايش به درگاه خدايان ، يا سرودها و آهنگهاى شاعرانه و جز اينها با مبالغهها و اغراقهاى فراوان نگاشتند و به تحقيق در اين امر تحولها و تطورها پديد آمد تا پايههاى نخستين علم تاريخ نهاده شد . 1
به دنبال اقوام برشمرده ، يهوديان با تدوين تورات و ديگر اسفار و مكتوبهاى عهد عتيق و مسيحيان با تحرير اناجيل و روايات گوناگون عهد جديد ، و در يونان باستان نگارش اسطورهها و رويدادها و قانونها و در امپراتورى رم تدوين وقايع نامههاى رزمى و سياسى ، و در سرزمين ايران ، رواج نگارش خداىنامه ، شهنامه ، آييننامه ، كارنامه و سالنامهنويسى ، و در جامعههاى ديگر آسيايى ، تنظيم خاطرهها و سرگذشتها در ارتباط با زندگى اجتماعى ، اقتصادى ، سياسى و فرهنگى ، هريك به شيوهاى در استحكام اين رشته از معارف انسانى كه نشاندهنده حركتها و جريانها و فراز و نشيبهاى زندگى اقوام و ملتها است ، كوششها به ظهور رسيد و در رفع نقصها و كمبودهاى آن مرارتها كشيده شد ،