تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
تاريخى به عاميت علم و بعدهاى چندگانه ، اما وحدت‌پذير آن ، آگاهى داشته و در هر زمينه چون فقه و تفسير و حديث و ادب و جز اينها طبع‌آزمايى كرده است اما آنچه در باب سوم اين گفتار خواهد آمد ، علم تاريخ يا به زبان ديگر مورخ بودن طبرى است كه با تحليل كتاب تاريخ الرسل و الملوك ، روش و محتوا و برداشت و منابع و موضعگيريهاى آن در زمينه‌هاى گوناگون مورد پژوهش واقع شده است . در باب چهارم ، تاريخنگارى پس از طبرى ، و اثراتى كه وى مستقيم و غيرمستقيم در مورخان مسلمان اعم از عربىنويسان ، فارسىنويسان و تركىنويسان ، حتى اردونويسان در طى تاريخ يكهزار ساله باقى مانده است پرداخته شده و البته با تأكيد بر دو تن از آنان ، ابن اثير و ابن خلدون كه متعلق به دوره اول تاريخنگارى اسلامى هستند . همچنين از تلاشهاى مورخان سده‌هاى پس از طبرى در پيدا كردن جايگاه علمى تاريخنگارى در سلسله مراتب علوم در عالم اسلام سخن بميان خواهد آمد . اين پژوهش نسبتا مفصل كه هر باب از آن يا هر بندى از هر باب آن به بررسى جداگانه نياز دارد ، بر پايه كليات اما متقن و مقبول محققان ، استوار است و با حاصل سخن به پايان مىرسد كه اشاره‌اى مجدد به جايگاه علم تاريخ پيش از طبرى است و نقشى كه مؤلف تاريخ الرسل و الملوك در تاريخنگارى عالم اسلام داشته است . در اين مقوله فزون بر دوره فترت تاريخنگارى اسلامى كه با پاره شدن پيوندهاى اجتماعى جوامع اسلامى و فروريختگى فرهنگ گسترده جهان اسلام به وجود آمد ، سخن به زمانى مىرسد كه خوديابىها و خودآيىهاى فرهنگى روشنگران مسلمان ، عصر تاريخنگارى جديد را برپايه علم و روشهاى عينى ، پديد آورده كه بىترديد با شناخت گذشته‌هاى فرهنگى در هر زمينه ، از آن ميان تاريخ و احوال مورخان مىتوان راه شكوفاى آينده فرهنگى جامعه‌هاى مشرق زمين را فراهم آورد . نگارنده در تهيه مطالب ياد شده از منابع تاريخى گذشته و بررسيهاى بسيارى از محققان ايرانى و خارجى برخوردار بوده است كه به اهم آنها ، همزمان با نقل‌قول‌ها و نشانه‌ها و مطالبى خارج از متن اما روشنگرانه در زيرنويس ، اشاره كرده كه براى طالبان دقيق النظر و جويندگان نوپا و علاقمند ، بىفايده نخواهد بود .