و در جاى ديگر فرمود : من قال فى القرآن برأيه فاصاب فقد اخطأ .
طبرى اين حديث را از طرق مختلف روايت مىكند و مىكوشد تا ثابت كند كه منظور اين نيست كه معانى قرآن را فقط از طريق نقل بررسى كنيد بلكه منظور اين است كه قرآن را بدلخواه خود تفسير نكنيد . 21
طبرى سرانجام در يك چنين فضائى كه گروهى با تفسير مخالفند و گروهى آن را به شرط نقل از صحابه و احاديث نبوى جايز مىدانند و بيش از آن را از مقولهء تفسير به رأى به شمار مىآورند مىخواهد براى نخستين بار تفسير كاملى از قرآن فراهم آورد .
بهترين راهى كه براى بيرون آمدن از بنبست انتخاب مىكند آن است كه همهء روايات و احاديث و اقوال و اخبارى كه به سند صحيح البته بحسب ظاهر به دست او رسيده است ، دربارهء هر آيهاى نقل كند و سرانجام يا از ميان آنها يكى را انتخاب نمايد يا از تلفيق آنچه از روايات قابل جمع است معنى و مقصود را استخراج نمايد . و بر اين اساس براى نخستين بار در تاريخ اسلام تفسير كاملى مبتنى بر روايات از تمامى آيات قرآن تأليف مىكند .
طبرى در متن تفسير هيچگاه نظر خود را با روايت درهم نمىآميزد و صحت و سقم روايات را به عهده نمىگيرد بلكه كليهء روايات را به صورت مواد خام يكى پس از ديگرى با سلسلهء اسناد نقل مىكند و لغات و مقررات هر آيه را به كمك شواهد توضيح مىدهد ، پس از آن آنچه را خود درست مىداند با احتياط تمام در چند جمله اظهار مىدارد .
و در مقام مقايسه ، تفسير طبرى نسبت به تفاسيرى كه پيش از او نوشته شده و حتى نسبت به بسيارى از تفاسيرى كه پس از وى تأليف شده است ، جامعترين تفسير است . و دربارهء روايات واضح البطلان و نقل آن در تفسير و تاريخ نظريهء طبرى اين است كه همچنانكه مشكلات لغوى و بيانى و نحوى قرآن را با ابيات و امثال اعراب بدوى مىتوان حل كرد ، بسيارى از اشارات و نكات تاريخى را نيز مىتوان به كمك همين روايات و قصص و افسانههاى عاميانه روشن ساخت . چنين نيست كه او عين روايات را بعنوان تفسير قرآن تلقى كند .
شيوهء كار و نظريهء طبرى در مورد تفسير چنين است ؛ امّا اين شيوه را در كتاب تاريخ بطور كامل رعايت نكرده ، يا حداقل مىتوان گفت در تاريخ چنان كه بايد روايت را از درايت جدا نساخته است . و بدين سبب روايات مجعول و دور از حقيقت از ارزش كار
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 400
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٤٠٠