مطلب متن موجب نقض تعهد و باعث نقصان است و او متعهد است كه طبق فرمان پادشاه آن را چنان ترجمه كند كه اندر وى نقصانى نباشد .
بلعمى از جمله ، در مبحث مربوط به چگونگى وفات موسى ( ع ) سه روايت افسانهمانند را ترجمه كرده ، كه يكى از ديگرى نامعقولتر است و در آخر با لحنى حاكى از خشم گويد : و اين هر سه حديث خرافات است و نه از در آنست كه اندرين كتاب روايت كنند و خداوندان عقل اين حديثها نپذيرند . 27
در هر موردى از كتاب كه بلعمى خواسته است براى مزيد فايده مطلبى از خود بنويسد خود آغاز و انجام آن را مشخص كرده است و اگر مطلبى را خلاف واقع دانسته است ، پس از ترجمهء آن ، جملهاى اظهار داشته است .
از جمله در اول كتاب گويد : « و ما خواستيم كه تاريخ روزگار عالم آنچه هركسى گفته است از اهل نجوم و غيره ياد كنيم اندرين كتاب . . . و اين در كتاب پسر جرير نيافتيم . و باز نموديم تا هر كه اندر وى نگرد زود اندر يابد » .
بلعمى اين فصل را در ضمن مقدمهء خود بر كتاب گنجانده و پيش از آغاز ترجمهء متن طبرى آن را درج كرده است و پس از اتمام اين مقدّمه گويد : « و امّا آنكه محمد بن جرير گويد ما از پس اين ياد كنيم انشاء اللّه تعالى » . و باز هم براى محكم كارى و پيشگيرى از آميختن آن با متن گويد : « ديگر از قول محمد جرير كه مصنّف كتاب است » . و ترجمه را آغاز مىكند .
امّا از همان فصل اول كتاب حذف و اضافهها و تفاوت مطالب ترجمه و متن آغاز مىشود و تا پايان ادامه مىيابد . اكنون با اين تعهدى كه بلعمى نشان مىدهد و امانتى كه از او انتظار مىرود و از همه مهمتر التزام « عدم نقصان » او در برابر پادشاه چگونه مىتوان اين حذف و اضافات و تحريفات را كار بلعمى دانست ، پس كار كيست ؟
اگر به نكاتى كه ابن النديم دربارهء طبرى و آثار او بويژه تاريخ گفته است و قبلا در جاى خود بدان اشاره شد يك بار ديگر توجه كنيم جواب اين مسأله را خواهيم يافت .
ابن النديم گويد من تاكنون چندين صورت از كتاب تاريخ طبرى ديدهام كه از روى آن ساختهاند و نيز برخى منتخبات و مختصرات او در بغداد است و اين صورتهاى گوناگون تاريخ طبرى همه به عربى و در آن ديار فراهم آمده است . 28
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 403
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٤٠٣