تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
استخراج طلا و نقره و فلزها و گوهرهاى گرانبها و انواع ادويه و عطرها را از كوه و كان و دريا به گروه ديوان اهريمن مىسپارد و مردم را به ساختن سلاحهائى مانند شمشير و سپر و كلاه‌خود و جنگ‌افزارهاى ديگر از آهن مىگمارد . در زمان جم مردم به چهار گروه جنگاوران ، روحانيان ، دبيران ، و صنعتگران و كشاورزان طبقه‌بندى مىشوند و هر يك از طبقات چهارگانه به انجام كارهائى خاص خود فراخوانده مىشوند . در همين زمان براى نخستين بار گروهى از مردم به خدمتگزارى پادشاهان برگزيده مىشوند .

خاستگاه اسطوره‌ها

خاستگاه اساطيرى كه در تاريخ طبرى آمده به دوره‌هاى فرهنگى گوناگون و نظامهاى اجتماعى متفاوت اقوام هند و ايرانى بازمىگردد . اين اساطير دربرگيرندهء كهنترين فرهنگ اقوام هند و ايرانى ، از زمانى كه اين اقوام در آسياى مركزى مىزيستند و زبان و دين و آئينى مشترك داشتند ، تا تازه‌ترين فرهنگ مردم ايرانى در عصر ساسانى مىباشد . نشانه‌هايى از خاستگاه مشترك كهن‌ترين اسطوره‌ها در ادبيات ودايى و اوستايى دو قوم هند و ايرانى بازمانده است . ارانسكى در مقدمهء فقه اللغهء ايرانى قديمترين بخشهاى اوستا را مربوط به نيمهء نخست هزارهء دوم پيش از ميلاد مىداند . اين بخش از اوستا « عصرى از زندگى قبايل ايرانى زبان » را نشان مىدهد كه « در پهنه‌هاى آسياى مركزى به دامپرورى و صحراگردى » زندگى مىگذراندند . اسطوره‌هاى اين بخش از اوستا بيانگر « شيوهء زندگى و عادات و رسوم و معتقدات دينى و اساطيرى صحرانشينان دامپرور است . ( 68 ) خاستگاه بعضى اسطوره‌ها نيز در نخستين اجتماعهاى قوم ايرانى ساكن در سرزمين ايران است . زمان اين اسطوره‌ها بازمىگردد به هنگامى كه دسته‌اى از آريائيهاى ساكن در آسياى مركزى در سالهاى ميان 1400 و 2000 پيش از ميلاد به سرزمينى كه بعدها ايران ناميده شد مهاجرت كردند و پس از يك دوره جنگ و گريز با بوميان اين سرزمين ، سرانجام با آنها كنار آمدند و زمينهء همزيستى با هم را در پهنهء گستردهء ايران فراهم كردند . بسيارى از اسطوره‌هاى اوليهء اين دوره كه آميخته‌اى از دو فرهنگ آريائى و بومى ايران بود در دورهء زرتشت دگرگونيهايى ، هم در صورت و هم در معنا ، يافت و به شكل اساطيرى آميخته با فرهنگ دينى زرتشتى درآمد . بخشهاى تازه‌تر اوستا هم به
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 376 | جمعى از نويسندگان