پس از كيومرث شرح و وصف هوشنگ و پادشاهى او در تاريخ طبرى مىآيد .
طبرى معتقد بود كه « هر قومى پدران و نسبها و مآثر خويش را بهتر از ديگران شناسند و در هر موضوع مورد گفتگو به اهل آن بايد رجوع كرد » . از اينرو نسب هوشنگ را به روايت نسبشناسان پارسى با سه پشت به پدربزرگش ، كيومرث مىرساند و او را جانشين كيومرث و نخستين شاه از پادشاهان پيشدادى و مالك هفت اقليم روى زمين ياد مىكند .
( طبرى الف ، 99 - 100 ) . در تاريخ طبرى جغرافياى جهان به هفت اقليم يا كشور تقسيم مىشود . تصور اقليم هفتگانه احتمالا يك تصور قديم از ايرانيان باستان در دورههاى پيش از مهاجرت آنان به سرزمين ايران است . به نظر مؤلف نخستين انسان و نخستين شهريار « در روايت طبرى تصوير ايران باستان در مورد هفت كشور با نظريهء يونانى در مورد هفت اقليم تلفيق شده است » ( كريستن سن ، 142 - 143 ) .
طبرى مردم اين هفت اقليم را از نسل پنج زوج فرزندان سيامك و سيامى ، پسر و دختر مشى و مشيانه ( يا مارى و ماريانه ) نخستين زوج زن و مرد يا پدر و مادر اوليهء انسان مىشمارد . در اسطورههاى ايرانى كه بازتابى از عقايد دينى ايرانيان باستان بوده ، نخستين خلقت انسان به صورت زوج يا دوتائى ، يعنى به صورت نر و ماده بوده است . از اينرو مشى و مشيانه سرزنجيرهء زوجهاى انسانى بعدى در زنجيرهء آفرينش آدميزادگان بودهاند . قرآن كريم نيز در سورهء الذّاريات ، آيهء 49 به ارادهء خداوند در خلق دو نوع نر و ماده از هر چيز در جهان آفرينش اشاره دارد و مىگويد
« وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ »
.
طبرى مىنويسد كه مردم بابل ، و خشكيها و درياهاى در دسترس و نزديك آن ، از نسل افرواك و افرى ، اولين زوج از فرزندان سيامك و سيامى ، و مردم شش اقليم ديگر بيرون از دسترس ، از نسل فرزندان ديگر آنها ، يعنى ديس و دذى ، بر اسب و برى ، اوراش و اوراشى و اجرب بودند ( طبرى الف ، 99 ) . بجز نام افرواك و افرى ، نام برادران و خواهران ديگر او در متون پهلوى نيامده است و طبرى تنها كسى است كه اين نامها را ياد كرده است . در ميان اين زوجها هم فقط نام خواهر اجرب يا زن او نيامده است .
كريستن سن اعقاب مشى و مشيانه را بانيان نژادهاى پراكندهء در هفت اقليم مىداند و هر يك از آنها را « نامنژاد »
mynope
مىانگارد كه نامشان را به نسل قومى دادهاند كه از پس آنها پديد آمدهاند . ( 138 )