ب ، 49 ) . رسم « چندزنى »
ymagylop
نيز در دورهاى از عصر اساطيرى ايران از رسمهاى معمول در جامعه بوده است . كيومرث با 30 زن ( در متنهاى پهلوى و عربى 30 زن داشتن كيومرث نيامده است ) و فريدون با چند زن از دختران و نوادگان خود ازدواج مىكنند ( طبرى الف ، 93 و 287 ) .
در اين دوره مردم با فرهنگ فراهم كردن خوراك و پوشاك و مسكن آشنا مىشوند . هوشنگ تهيهء خوراك از گوشت گاو و گوسفند و حيوانهاى ديگر بيابانى ، و دوختن جامه و ساختن زيرانداز از پوست حيوانهاى درنده را به مردم مىآموزد ( طبرى ب ، 33 ) . طهمورث بافتن جامه و فرش از پشم و موى حيوانها ، و جم رشتن الياف ابريشم و ديبا و پنبه و كتان و بافتن پارچه از آنها و رنگ كردن پارچه و بريدن پارچه و دوختن جامه را به مردمان مىآموزد ( طبرى ب ، 35 ) . هوشنگ مردم را به ساختن خانه با چوبهاى بريده از درختان آشنا مىكند و جم گروه اهريمنان را براى سنگبرى از كوه و تراش مرمر و ساختن گچ و آهك براى بناى خانه و گرمابه و ساختمانهاى ديگر به كار مىگيرد ( طبرى الف ، 118 ، طبرى ب ، 33 و 36 ) . رام كردن حيوانهاى وحشى مانند اسب و خر و به زير زين و پالان آوردن آنها و توجه به حفظ دام و به كار گرفتن سگان براى نگهبانى گله در زمان طهمورث ، و دستآموز كردن ماكيان مانند كبوتر و مرغابى و رام كردن فيل و به دست آوردن استر از به جفت گذاشتن ماديان با خر نر در زمان فريدون انجام مىگيرد ( طبرى ب ، 35 و 47 ) .
در عصر پادشاهى اين قهرمانان اساطيرى بنياد آباديها و شهرهاى بزرگ و كهن ايران ، و شالودهء حكومتها براى نگهداشت منافع مردم دامپرور و كشاورز ايران گذاشته مىشود . كيومرث دماوند را در طبرستان ، هوشنگ بابل را در سواد كوفه و شوش را در خوزستان و رى قديم را ، و طهمورث شهر شاپور را در فارس بنا مىنهند ، و بنياد حكومتها را در آنها مىگذارند . هوشنگ مردم را با كانهاى آهن آشنا مىكند و به آنها چگونگى استخراج آهن از كانها و ساختن ابزار و وسايل كار و صنعت از آهن را مىآموزد . شيوهء آبيارى مصنوعى و انداختن آب در آبگيرها را به مردم يكجانشين كشاورز ياد مىدهد و آنها را به كشت و ورز و درو و جمع كردن خرمن غلات تشويق مىكند . جم نيز كار