تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
نهاده شده است » ، بسيار گذرا يادآورى مىكند كه ميان مردم ابتدائى نه تنها آئينها و شعايرشان انگارهء اسطوره‌اى دارند ( نظرى مشابه با نظر جيمز فريزر ) بلكه هريك از اعمال بشرى هم كه تكرار دقيقى از كنشى باشد كه در زمان آغازين توسط ايزدى يا قهرمانى يا نيائى انجام شده باشد ، اثربخشى و اعتبار مىپذيرد .
) 22 , edailE (
تازه‌ترين تعريف و تحليل اسطوره بر پايهء بينش ساختگرايانهء مكتب مردمشناس فرانسوى ، كلودلوى - شتروس ( 1908 - ؟ ) شكل گرفته است . او عقيده و نظر خود را دربارهء اسطوره و ساخت و بافت و معنا و مفهوم آن در كتابهاى متعدد خود بويژه كتاب اسطوره‌شناسى و مردمشناسى ساختى توضيح و ارائه كرده است . لوى - شتروس اسطوره را مانند زبان ، كالا و زن در نظامهاى زبانى و اقتصادى و خويشاوندى ، وجهى از وجهاى ارتباطى ميان افراد يك اجتماع يا قوم مىداند . او مىگويد عناصر تركيب‌دهندهء اسطوره ، يعنى شخصيتها و اشياء و واقعه‌هاى آن ، به تنهائى و به خودى خود معنا نمىدهند ، همان‌گونه كه مثلا آواها و واجهاى زبان خود به تنهائى معنائى ندارند . عناصر تركيب‌دهندهء اسطوره در پيوند با يكديگر و در يك مجموعهء كلى اعتبار و ارزش مىيابند و مفهوم ويژه‌اى را القاء مىكنند . به‌طوركلى اسطوره داراى يك صورت و يك ساخت است . صورت اسطوره ارزش صورى و ادبى آن را مىنمايد و ساخت اسطوره ، كه صورت نهفتهء روابط ميان عناصر تركيب‌دهندهء آن است ، ارزش معنائى و پيام واقعى آن را تعيين مىكند .
) 24 , kriK
، و بخصوص
, ssuartS - iveL (
( 230 - 206 ) لوى - شتروس اسطوره را به پلى بر روى شكاف ميان دو جهان طبيعى و فرهنگى مانند مىكند كه انسان با گذر از آن از طبيعت به فرهنگ انتقال يافته است . او اسطوره‌ها را با سه اصل عمده در حيات اجتماعى بشر پيوند مىدهد . اين سه پديدهء اصلى يكى پيدايش آتش و پخت‌وپز ، دو ديگر بكارگيرى روابط خويشاوندى و رقابتها ، و سه ديگر استحاله و گرديدن و كمرنگ شدن فصلهاست . (
881 , siweL
) در هر اسطوره عناصرى از رخدادهاى تاريخى ، واقعيتهاى اجتماعى ، نهادهاى اقتصادى و نظامهاى اعتقادى - آئينى با يكديگر درآميخته است . رمز استمرار و پايدارى اسطوره‌ها در ميان مردم نسلهاى گوناگون و در دوره‌هاى پياپى زندگى اجتماعى مردم وجود بنمايه‌هاى نيرومند فرهنگى - اجتماعى و دينى آنها است . اين مجموعه آثار
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 369 | جمعى از نويسندگان